آن حضرت رفتند .
خارجه گويد : يزيد بن رومان مىگفت كه انس بن مالك برايم نقل كرد : من هم با ديگر پسر - بچهها در پى ايشان روان شدم ، و آنها در مسيل مدينه به حضور پيامبر ( ص ) رسيدند . رسول خدا ( ص ) دستور فرمود تا دست و پاى ايشان را بريدند ، و بر چشمهاى آنها ميل كشيدند ، و در آنجا به دارشان زدند . انس گويد : من ايستاده بودم و آنها را نگاه مىكردم .
واقدى گويد : اسحاق ، از قول صالح ، از ابو هريره برايم نقل كرد : چون پيامبر ( ص ) دستور فرمود كه دست و پاى آنها را ببرند ، و بر چشمشان ميل بكشند ، اين آيه قرآن نازل شد :
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ الله وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ في الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ من خِلافٍ . . . 5 : 33 [ 1 ] - هر آينه ، جزاى آنهايى كه با خدا و رسول او حرب كنند و بكوشند در زمين به بدكارى و تباهى كه كشته شوند يا به دار كرده شوند يا دستهاى راست و پاهاى چپ ايشان را ببرند .
گويد : پس از اين هرگز به چشمى ميل كشيده نشد .
ابو جعفر ، از قول پدرش و جدش برايم نقل كرد : پيامبر ( ص ) ، هر گاه كه گروهى را به سريّهاى مىفرستاد ، آنها را از مثله كردن ، منع مىفرمود .
اين بلال هم از قول جعفر بن محمد ، از پدر و جدّ او برايم نقل كرد : پيامبر ( ص ) هيچگاه زبان كسى را نبريدند ، و هيچگاه دستور نفرمود كه چشمى را ميل بكشند ، و هرگز بر قطع دست و پا چيزى نيفزود .
ابن ابى حبيبه ، از قول عبد الرحمن بن عبد الرحمن برايم نقل كرد : فرماندهء اين سريّه ، ابن زيد اشهلى بوده است .
ابن ابى سبره ، از مروان بن ابى سعيد بن معلى نقل كرد : چون مسلمانان در اين سريّه پيروز شدند ، سلمة بن اكوع و ابو رهم غفارى را براى سرپرستى گله گذاشتند . مجموعهء شتران شيرده پانزده عدد بود .
چون پيامبر ( ص ) از منطقهء زغابه به مدينه برگشتند و در مسجد نشستند ، شتران شيرى را آوردند . پيامبر ( ص ) ، از مسجد بيرون آمد و به آنها نگاهى فرمود ، و در جستجوى يكى از ماده شتران خود كه نامش حنائى بود بر آمدند ، و پرسيدند كه : حنائى كجاست ؟ سلمه گفت :
دشمن همان يكى را كشته است . پيامبر ( ص ) به سلمه فرمودند : جايى را انتخاب كن كه شتران
هامش
[ 1 ] سورهء 5 ، بخشى از آيه 39 . براى اطلاع بيشتر از موضوع اين آيه ، به تفاسير عربى و فارسى ذيل اين آيه مراجعه شود . - م .