را در آنجا بچرانى . گفت : هيچ جا بهتر از همان ذى الجدر نيست . گويد : رمه را به همان منطقه برگرداند و همانجا بود ، و همه شب ، يك مشك شير براى رسول خدا ( ص ) مىآوردند .
ابن ابى سبره گويد : اسحاق بن عبد الله ، از قول يكى از پسرهاى سلمة بن اكوع نقل كرد :
سلمه نام بيست سوارى را كه در اين سريّه شركت كردهاند ، چنين گفته است : خودش ، ابو رهم غفارى ، ابو ذر ، بريدة بن خصيب ، رافع بن مكيث ، جندب بن مكيث ، بلال بن حارث مزنى ، عبد الله بن عمرو بن عوف مزنى ، جعال بن سراقه ، صفوان بن معطّل ، ابو روعه معبد بن خالد جهنى ، عبد الله بن بدر ، سويد بن صخر ، ابو ضبيس جهنى .
غزوه حديبيه [ 1 ]
ربيعة بن عمير بن عبد الله بن هرم ، و قدامة بن موسى ، و عبد الله بن يزيد هذلى ، و محمد بن عبد الله بن ابى سبره و موسى بن محمد ، و اسامة بن زيد ليثى ، و ابو معشر ، و عبد الحميد بن جعفر ، و عبد الرحمن بن عبد العزيز ، و يونس بن محمد ، و يعقوب بن محمد بن ابى صعصعه ، و مجمّع بن يعقوب ، و سعيد بن ابى زيد زرقى ، و عابد بن يحيى ، و محمد بن صالح از عاصم بن عمر ، و محمد بن يحيى بن سهل بن ابى حثمه ، و يحيى بن عبد الله بن ابى قتاده ، و معاذ بن محمد ، و عبد الله بن جعفر ، و حزام بن هشام از قول پدرش ، هر يك از قول گروهى مطالبى دربارهء اين جنگ برايم نقل كردهاند . برخى از اينها مطالب خود را از ديگرى شنيدهاند ، گروهى ديگر هم از اشخاص مورد اعتماد در اين باره مطالبى به من اظهار داشتهاند و من مجموعه آنچه را كه گفتهاند مىنويسم .
گويند ، رسول خدا ( ص ) در خواب ديد كه وارد خانهء كعبه شد ، و سر خود را تراشيد ، و كليد خانه را گرفت ، و همراه كسان ديگرى كه به عرفات مىرفتند به عرفات رفت و وقوف فرمود .
پيامبر ( ص ) اصحاب را براى انجام عمره دعوت فرمود ، و ايشان هم شتابان آماده خروج شدند .
چند شبى كه از شوال باقى مانده بود ، بسر بن سفيان كعبى براى ديدار و عرض سلام به حضور پيامبر ( ص ) آمد ، و چون تصميم داشت كه به شهر خود برگردد ، پيامبر ( ص ) فرمودند :
اى بسر عجله مكن ، و صبر كن كه همراه ما باشى كه به خواست خداوند ، ما نيت عمره داريم .
بسر در مدينه ماند ، و پيامبر ( ص ) به او دستور فرمودند كه شتران قربانى برايش بخرد ، و
هامش
[ 1 ] حديبيه ، نام دهكدهء كوچكى است كه فاصلهء آن تا مكه نه ميل است . ( شرح زرقانى بر مواهب اللدنيه ، ج 2 ، ص 216 ) .