تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
مناسب است كه خيبريان به جنگ او به مدينه بروند . گفتم : تصور مىكنى اين كار صورت بگيرد ؟ گفت : كار صحيح همين است . على ( ع ) سه روز در آن منطقه اقامت كرد ، و غنايم را تقسيم و خمس آن را جدا فرمود ، و گروهى از شتران دوشا و پر شير را كه حفده ناميده مىشدند ويژهء پيامبر ( ص ) قرار داد و آنها را به مدينه آورد .

سريّه زيد بن حارثه براى كشتن امّ قرفه در رمضان سال ششم

واقدى گويد : عبد الله بن جعفر از عبد الله بن حسين بن حسين بن على بن ابى طالب [ 1 ] ( ع ) برايم نقل كرد كه گفته است : زيد بن حارثه براى تجارت ، آهنگ شام كرد و مقدارى زر و نقره از اصحاب رسول خدا ( ص ) با او بود . او دو پوست بز را دباغى كرد ، و زر و سيم خود را در آنها نهاد و با گروهى از مردم به راه افتاد . چون نزديك وادى القرى رسيد ، گروهى از بنى بدر كه از قبيلهء فزاره هستند به او برخوردند ، و او و يارانش را به سختى مضروب كردند به حدّى كه پنداشتند كه آنها را كشته‌اند ، و تمام كالاهاى آنها را بردند . زيد از مرگ نجات پيدا كرد و در مدينه به حضور پيامبر ( ص ) رسيد ، و حضرت او را فرمانده سريّه‌اى كرده و به آنها فرمود : روزها را كمين كنيد و شبها حركت . راهنمايى هم همراه ايشان بود . بنى بدر سخت ترسيدند ، و روزهاى ديده‌بانى را بر روى كوهى كه مشرف بر ايشان بود ، مىگماشتند و او راهى را كه احتمال داشت مسلمانان از آن بيايند ، زير نظر داشت . معمولا او پس از اينكه مسير يك روز راه را ديده‌بانى و بررسى مىكرد مىگفت : به كار خود سرگرم باشيد ! امروز خبرى نيست تا شب چه شود . چون زيد بن حارثه و يارانش به مسافت يك روز مانده به بنى بدر رسيدند ، راهنماى ايشان راه را اشتباه كرد و راه ديگرى را پيش گرفت ، و چون شب فرا رسيد ، متوجه اشتباه خود شدند و همان شبانه راه را جستند و اول صبح كنار بنى بدر رسيدند . زيد بن حارثه اصحاب خود را از تعقيب فراريان منع كرد و دستور داد كه پراكنده نشوند ، و گفت : وقتى من تكبير گفتم ، شما هم تكبير بگوييد . پس از اينكه دشمن را محاصره كردند ، زيد تكبير گفت و يارانش هم تكبير
هامش
[ 1 ] ظاهرا بايد عبد الله بن حسن بن حسن صحيح باشد . - م .