سريّهء محمد بن مسلمه به ذى القصّه [ 1 ] و بنى ثعلبه و عوال در ربيع الاخر
عبد الله بن حارث از قول پدرش برايم روايت كرد : پيامبر ( ص ) ، محمد بن مسلمه را همراه ده مرد به اين سريّه روانه فرمود . او به هنگام شب به سرزمين آنها رسيد و آنها كمين كردند تا محمد بن مسلمه و يارانش خفتند . دشمن كه صد نفر بودند ، آنها را محاصره كرده و مسلمانان تا موقعى كه تيراندازى نشده بود ، متوجه نگرديدند . محمد بن مسلمه كه كمانش همراهش بود ، از جاى جست و به ياران خود فرمان داد تا سلاح بپوشند . آنها هم آماده شدند ، و ساعتى از شب را به تير انداختن به يك ديگر مشغول بودند . آنگاه عربها با نيزه به مسلمانان حمله كردند و سه نفر از ايشان را كشتند . ياران محمد بن مسلمه گرد او جمع شدند و يك نفر از دشمن را كشتند ، و دشمن دوباره به مسلمانان حمله كردند و بقيه را هم كشتند . محمد بن مسلمه هم زخمى شد و به زمين افتاد ، و چون پاشنههايش زخمى شده بود ، قادر به حركت نبود . دشمن جامههاى مسلمانان را در آوردند و رفتند .
مردى بر كشتگان مسلمانان عبور كرد و إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ 2 : 156 راجعون گفت . محمد بن مسلمه چون صداى او را شنيد دانست كه مسلمان است و حركتى كرد . آن مرد به محمد بن مسلمه آب و خوراك داد و او را با خود به مدينه برد .
پيامبر ( ص ) ابو عبيدهء جراح را همراه چهل نفر به محل كشته شدن مسلمانان گسيل فرمود .
عبيده كسى را نيافت و چند شترى را كه يافته بود به غنيمت گرفت و به مدينه آمد .
واقدى گويد : موضوع اين سريّه را با ابراهيم بن جعفر بن محمود بن محمد بن مسلمه در ميان گذاشتم ، او به من گفت : محمد بن مسلمه همراه ده نفر بيرون رفته بود . كه عبارت بودند از :
ابو نائله ، حارث بن اوس ، ابو عبس بن جبر ، نعمان بن عصر ، محيّصة بن مسعود ، حويّصه ، ابو بردة بن نيار ، و دو مرد از مزينه و مردى از غطفان . دو مرد مزنى و مرد غطفانى كشته شدند ، و محمد بن مسلمه هم از ميان مجروحان جان به سلامت برد . محمد بن مسلمه مىگفته است : در جنگ خيبر با يكى از كسانى كه در اين سريّه مرا مجروح كرده بود بر خوردم ، همين كه مرا ديد گفت : مسلمان شدم . و گفتم : چه خوب است .
هامش
[ 1 ] ذى القصّه ، جايى است ميان زباله و شقوق ، به نقل از منتهى الارب . - م .