سريهء عكاّشة بن محصن به غمر [ 1 ] در ربيع الاول سال ششم
ابن ابى سبره با اسناد خود برايم روايت كرد : پيامبر ( ص ) عكاّشة بن محصن را همراه چهل مرد كه از جملهء ايشان ثابت بن اقرم ، و شجاع بن وهب ، و يزيد بن رقيش بودند ، به اين سريّه ارسال فرمود .
عكّاشة شتابان از مدينه بيرون رفت و با سرعت حركت مىكرد . دشمن از اين خبر مطلع شده و از كنار آبهاى خود گريختند و به ارتفاعات منطقهء خود پناهنده شدند . عكّاشه به كنار چاه آب ايشان رسيد و متوجه شد كه محل خود را ترك كردهاند . لذا پيشاهنگانى اعزام داشت كه خبرى يا نشانى تازه از ايشان به دست آورند . شجاع بن وهب بازگشت و به عكّاشه خبر داد كه در همان نزديكى ردّ پاى شتران را ديده است . مسلمانان حركت كردند و توانستند يكى از ديدهبانان دشمن را كه شب تا صبح بيدار بوده و آنگاه خفته بود ، در خواب دستگير كنند . از او خواستند كه بگويد دشمن كجا گريخته است ؟ گفت : به نقاط مرتفع سرزمينهاى خود رفتهاند .
پرسيدند : شتران آنها كجايند ؟ گفت : همراه خودشان بردهاند . يك نفر از مسلمانان با تازيانهاى كه در دست داشت او را زد . او گفت : اگر به من امان دهيد كه خونم محفوظ بماند شما را به شترهاى پسر عموهاى ايشان كه از آمدن شما بىخبرند راهنمايى مىكنم . گفتند : چنين خواهد بود . و با او به راه افتادند . چون مقدار زيادى رفتند ، مسلمانان ترسيدند كه مبادا حيلهاى در كار باشد . اين بود كه او را آوردند و گفتند : به خدا سوگند اگر راست نگويى گردنت را مىزنيم .
گفت : از همين تپه كه بالا برويد بر آنها مشرف خواهيد شد .
گويد : چون از تپه بالا رفتند شتران را ديدند ، و اعراب از هر سو گريختند . عكّاشه همراهان خود را از تعقيب آنها منع كرد ، و دويست شتر گرفتند و به سوى مدينه آوردند و آن ديدهبان را رها كردند . مسلمانان هر دويست شتر را به حضور رسول خدا ( ص ) آوردند .
هيچ كس از مسلمانان در اين سريّه كشته نشد و مسألهاى پيش نيامد .
هامش
[ 1 ] غمر ، نام آبى است از بنى اسد كه از فيد تا آنجا دو شبانه روز راه است . ( طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 61 ) .