تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
دهد ، آن را بكشم و از كبد و كوهانش بخورم . پيامبر ( ص ) لبخندى زدند و فرمودند : چه پاداش بدى براى حيوان تعيين كرده‌اى ، خداوند تو را بر پشت او به اينجا آورده و به وسيلهء او نجات يافته‌اى ، حالا پاداش آن اين است كه آن را بكشى ؟ ! نذر در آنچه كه مالك آن نيستى ، و در آنچه كه معصيت خدا باشد درست نيست ، آن هم شترى از شتران من است ، به سوى اهل خود برگرد ، خدا بركتت دهد . فائد ، خدمتگزار عبد الله ، از قول سلمى مادر بزرگ عبد الله برايم نقل كرد كه او گفته است : بر در خانهء رسول خدا ( ص ) چشمم به يكى از ماده شترهاى پر شير پيامبر ( ص ) كه نامش سمراء بود افتاد و حيوان را شناختم . خدمت پيامبر ( ص ) رفتم و گفتم : اين شتر شما بر در خانه است . پيامبر ( ص ) شادمان از خانه بيرون آمد ، و ديديم كه سر شتر در دست ابن اخى عيينه است . پيامبر ( ص ) همين كه شتر را ديدند ، شناختند ، و به ابن اخى عيينه فرمودند : چه كار دارى ؟ گفت : اى رسول خدا اين شتر شيرده را هديه آورده‌ام . پيامبر ( ص ) لبخندى زدند و آن را از او گرفتند . يكى دو روز كه گذشت ، پيامبر ( ص ) دستور فرمود سه وقيه نقره به ابن اخى عيينه بدهند و او خوشنود نبود . گويد : من به رسول خدا ( ص ) گفتم : شما در مقابل شتر خودتان به او اين همه مزد مىدهيد ؟ فرمود : آرى ، تازه از من خوشنود هم نيست . گويد : پيامبر ( ص ) چون نماز ظهر را گزاردند ، به منبر رفتند و پس از سپاس و ستايش خدا فرمودند : مردى شترى از آن خودم را كه آن را خوب و مانند اهل خودم مىشناسم به من هديه مىدهد و من مزدش را مىدهم ، در عين حال از من خوشنود نيست ، به اين جهت تصميم گرفتم كه هديه‌اى قبول نكنم مگر از كسى كه قرشى باشد يا انصارى . ابو هريره گفته است : پيامبر ( ص ) ثقفىّ و دوسى را هم فرموده‌اند .

ذكر كشته‌شدگان از مسلمانان و مشركان

در اين جنگ از مسلمانان يك نفر كشته شد كه محرز بن نضله بود و او را مسعده كشت . از مشركان مسعده به دست ابو قتاده كشته شد ، و اوثار و پسرش عمرو را عكاّشة بن محصن كشت ، و حبيب بن عيينه كه به دست مقداد كشته شد و حسّان بن ثابت در اين جنگ چنين گفته است . . .