تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
جسد محرز بن نضلة رسيدم و اين امر مرا خوش نيامد ( فال بدزدم ) . بعد به مقداد بن عمرو ، و معاذ بن ماعص رسيدم ، و گرد و خاك سواران را ديدم كه ابو قتاده از پى ايشان در حركت بود ، و ابن اكوع را ديدم كه پيشاپيش اسبهاى مسلمانان مىدويد و به آنها تير مىانداخت . دشمن توقفى كرد و ما به آنها رسيديم و ساعتى با يك ديگر جنگيديم . من به حبيب بن عيينه حمله بردم و با شمشير شانه و دوش چپش را قطع كردم . او لگام اسب خود را رها كرد ، و اسبش رم كرد و او به زمين افتاد ، و من بر او حمله بردم و كشتمش و اسبش را گرفتم . شعار ما در آن جنگ « امت ، امت » « بمير بمير » بود . واقدى گويد : دربارهء كشته شدن حبيب بن عيينه روايت ديگرى هم شنيده‌ام كه چنين است : موسى بن محمد بن ابراهيم ، از قول پدرش برايم نقل كرد : چون مسلمانان با دشمن برخوردند و محرز بن نضلة كشته شد ، ابو قتاده در طلب خون او حمله برد و مسعده را به قتل رساند . عكّاشة بن محصن هم اوثار و عمرو بن اوثار را كشت . حبيب بن عيينه همراه با فرقة بن مالك بن حذيفة بن بدر ، بر اسبى سوار بودند و مقداد بن عمرو ، هر دو را كشت . گويند : مردم در ذى قرد جمع شدند و پيامبر ( ص ) نماز خوف گزاردند . سفيان بن سعيد ، و ابن ابى سبره ، با اسناد خود برايم از عبد الله بن عباس روايت كردند كه گفت : پيامبر ( ص ) رو به قبله ايستادند و گروهى از مسلمانان پشت سر آن حضرت صف بستند ، و گروهى ديگر روياروى دشمن بودند . پيامبر با گروهى كه پشت سرش بودند يك ركعت نماز گزاردند و دو سجده به جاى آوردند . آنگاه آنها جاى خود را عوض كردند ، و ديگران آمدند و پيامبر ( ص ) با آنها هم ، همچنان يك ركعت نماز گزاردند ، يعنى پيامبر ( ص ) دو ركعت نماز گزاردند ، و هر يك از مسلمانان يك ركعت . مالك بن ابى الرّجّال ، از قول عمارة بن معمر ، برايم نقل كرد : پيامبر ( ص ) يك شبانه روز در ذى قرد توقف فرمود ، و در پى به دست آوردن اخبار از دشمن بود و به هر صد نفر از اصحاب خود يك شتر براى نحر كردن داد ، و آنها پانصد نفر ، و به قولى هفتصد نفر بودند . گويند : پيامبر ( ص ) در اين جنگ ابن امّ مكتوم را در مدينه جانشين خود فرمود . و سعد بن عباده هم همراه سيصد نفر از قبيلهء خود عهده‌دار پاسدارى از مدينه گرديد و پنج شب اين كار را انجام داد تا رسول خدا ( ص ) به مدينه برگشتند . سعد بن عباده چند بار خرما و ده پروارى به ذى قرد به حضور پيامبر ( ص ) فرستاد . و پسرش قيس بن سعد بر اسبى كه معروف به ورد ( گل سرخ ) بود همراه سواران خرما و شترهاى پروارى را به حضور پيامبر ( ص ) آورده بود . پيامبر ( ص ) به قيس بن سعد بن عباده فرمودند : پدرت تو را سواره فرستاد و مايهء تقويت