تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
اهل خير را در مقابل خير پاداش مىدهد ، ذكر او را گويند و مشمول فضل او شوند . شما در منزلى از منازل حق قرار گرفته‌ايد و خداوند متعال از كسى چيزى قبول نمىفرمايد ، مگر اين كه براى رضاى او باشد . همانا صبر و شكيبايى به هنگام سختى ، از چيزهايى است كه خداوند به وسيلهء آن ، اندوه را مىزدايد و از غم نجات مىدهد ، و در آخرت رستگار خواهيد شد . پيامبر خدا ميان شماست ، شما را هشدار مىدهد و امر مىكند . پس امروز شرم كنيد از اينكه بر اعمال شما آگاه شود و بر شما سخت غضب كند . و خداوند مىفرمايد : لَمَقْتُ الله أَكْبَرُ من مَقْتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ 40 : 10 - هر آينه ، دشمنى خدا بزرگتر است از دشمنى شما با خودتان ( قسمتى از آيهء 10 ، سورهء 40 ) . توجه كنيد به آنچه كه در كتابش به شما فرمان داده و آيات خود را به شما نشان داده است . و پس از خوارى به شما عزت بخشيده است . پس به كتاب او تمسك جوييد تا از شما خوشنود شود . در اين موارد براى خداى خود عهده دار كارى شويد كه مستوجب آنچه از رحمت و آمرزش خود وعده فرموده است باشيد ، همانا وعدهء خدا حق ، گفتار او راست ، و عقاب او شديد است . و به درستى كه ، من و شما ، همه مورد نظر خداييم ، خداى زنده و پاينده . به او پشتيبانى داريم ، به او پناه مىبريم ، بر او توكل مىكنيم و بازگشت همه به سوى اوست . خداوندا ، من و همهء مسلمانان را بيامرز . » از عروة بن زبير و يزيد بن رومان برايم نقل كردند كه هر دو مىگفتند : پيامبر ( ص ) قريش را ديد كه در صحرا به حركت در آمدند و نخستين كسى كه از ايشان ظاهر شد زمعة بن اسود بود ، كه بر اسبى سوار بود و پسرش هم از پى او حركت مىكرد ، او با اسب خود گردشى كرد كه جايى براى فرود آمدن قريش در نظر بگيرد . حضرت ( ص ) فرمود : « پروردگارا ، تو بر من كتاب نازل كردى و مرا به جنگ فرمان دادى و يكى از دو گروه را به من وعده فرمودى و تو وعده را خلاف نمىفرمايى ! خدايا اين قريش است كه با كبر و غرور براى ستيز با تو و تكذيب فرستادهء تو پيش مىآيد ! خدايا نصرتى را كه وعده فرمودى عنايت كن و آنها را نيست و نابود فرماى ! » در اين هنگام ، عتبة بن ربيعه كه بر شترى سرخ سوار بود ، ظاهر شد . پيامبر ( ص ) فرمود : اگر در قريش يك نفر درستكار باشد ، او همين صاحب شتر سرخ موى است . اگر از او اطاعت كنند به راه راست رهنمون مىشوند . عبد الله بن مالك گويد : ايماء بن رحضه ، هنگامى كه قريش از سرزمين او عبور مىكردند ، ده شتر گوشتى همراه يكى از پسران خود براى آنها فرستاد و پيام داد كه : اگر بخواهيد شما را از لحاظ نيرو و اسلحه يارى دهيم ، آماده‌ايم . قريش پيام دادند كه : تو پيوند خويشاوندى را رعايت كردى و آنچه بر عهده‌ات بود انجام دادى ! به جان خود ، اگر