تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
مشغول آب كشيدن از چاه بدر و بالا آوردن سطل بودم ، بادى بسيار سخت آمد كه هرگز به آن شدت نديده بودم ، و چون آن رفت ، بادى ديگر وزيد كه به شدت آن نديده بودم مگر باد نخستين را ، و پس از آن ديگرى به همان شدت وزيد . نخست ، جبرئيل بود ، همراه هزار فرشته ، كه در خدمت رسول خدا قرار گرفت . دومى ، ميكائيل بود . با هزار فرشته ، كه در سمت راست سپاه قرار گرفت و ابو بكر هم آن جا بود . و سومى ، اسرافيل بود ، كه با هزار فرشته ، در سمت چپ قرار گرفت و من هم در سمت چپ بودم . و چون خداوند متعال دشمنان خود را منهزم ساخت ، رسول خدا ( ص ) مرا بر اسب خود سوار كرد . چون سوار شدم اسب رم كرد و من خود را روى گردنش انداختم و خداى خود را خواندم ، مرا نگهداشت و توانستم مستقر شوم ، مرا با اسب چه كار كه صاحب گوسپندم [ 1 ] ! چون بر آن مستقر شدم ، آن قدر نيزه زدم كه تا زير بغلم خون آلود شد . گويند : در آن روز ابو بكر بر ميمنه - طرف راست - سپاه اسلام بود . فرماندهء سواران مشركان زمعة بن اسود بود . يحيى بن مغيرة بن عبد الرحمن از پدر خود برايم روايت كرد كه : فرمانده سواران مشركان حارث بن هشام و فرمانده ميمنه ايشان هبيرة بن ابى وهب و فرماندهى ميسره ايشان با زمعة بن اسود بود . و ديگرى گويد : فرماندهى ميمنه سپاه قريش با حارث بن عامر و ميسره سپاه با عمرو بن عبد بود . محمد بن صالح ، از يزيد بن رومان و ابن ابى حبيبه ، از داود بن حصين برايم نقل كردند كه : در جنگ بدر ، بر ميمنه و ميسره لشكر پيامبر ( ص ) ، و هم بر ميمنه و ميسره لشكر قريش شخص خاصى فرمانده نبوده است و نام كسى را در اين مورد نبرده‌اند . نظر ما هم همين است . از عمر بن حسين برايم روايت كرده‌اند كه : پرچم بزرگ در جنگ بدر ، از آن رسول خدا ( ص ) بود و پرچم مهاجران را مصعب بن عمير داشت ، پرچم خزرجيان با حباب بن منذر بود و پرچم اوس با سعد بن معاذ . قريش هم سه پرچم داشتند . يكى را ابى عزيز داشت ، ديگرى را نضر بن حارث و سومى را طلحة بن ابى طلحه . گويند : رسول خدا ( ص ) در آن روز خطبه خواند . نخست حمد و ثناى الهى گفت و سپس چنين بيان فرمود ، و ضمن آن ، آنها را به جنگ تحريض مىكرد و به اجر و ثواب ترغيب : « اما بعد ، من شما را به چيزى برمىانگيزم ، كه خدايتان به آن برانگيخته است و شما را از چيزى نهى مىكنم ، كه خدايتان از آن نهى فرموده است ، پروردگار كه منزلت او بسيار بزرگ است ، به حق فرمان مىدهد ، صدق و راستى را دوست مىدارد ،
هامش
[ 1 ] در نسخهء ديگر آمده است كه ، من صاحب حشم هستم ، ارتباط اين جمله را من نفهميدم . - م .