خواب عاتكه مانع بيرون رفتن ابو لهب نبود و او مىگفت : خواب عاتكه تحقق خواهد پذيرفت . و گفتهاند كه ابو لهب به جاى خود عاص بن هشام بن مغيره را فرستاد و از او طلبى داشت ، گفت : تو برو و طلب من براى خودت باشد ، و او بجاى ابو لهب عازم جنگ شد .
گويند : عتبه و شيبه زرههاى خود را بيرون آورده و آنها را اصلاح مىكردند .
عدّاس [ 1 ] به آنها نگريست و گفت : چه قصدى داريد ؟ گفتند : يادت هست كه از باغ انگورمان در طائف به وسيلهء تو براى مردى انگور فرستاديم ؟ گفت : آرى . گفتند :
به جنگ او مىرويم . عدّاس گريست و گفت : بيرون نرويد ، به خدا او پيامبر است ! ولى آن دو اعتنا نكردند و بيرون رفتند و او هم همراهشان رفت و در بدر كشته شد .
گويند : قريش براى اين كه عازم جنگ شوند با تيرهاى خود پيش هبل [ 2 ] قرعه كشيدند . امية بن خلف و عتبه و شبيه پيش هبل با تيرهاى امر كننده و نهى كننده قرعه كشيدند . تير نهى كننده بيرون آمد ، تصميم گرفتند در مكه بمانند . اما ابو جهل به آنها پيچيد و گفت من قرعه نكشيدم . ما هرگز از كاروان خود كناره نمىكشيم . زمعة بن اسود هم ، به محض خروج از مكه ، در ذى طوى - كه يكى از درههاى مكه است - تيرهاى خود را بيرون آورد و تيرى بيرون كشيد . تير نهى كننده بيرون آمد . با خشم آن را افكند و دوباره تيرى بيرون كشيد . باز هم همان بيرون آمد ، تير را شكست و گفت : تا امروز تيرهايى كه مثل اين دروغگو باشند نديدهام . در اين حال سهيل بن عمرو بر او گذشت و گفت : اى ابا حكيمه چرا خشمگين مىبينمت ؟ زمعه داستان را به او گفت . سهيل گفت : اى مرد ! دست بردار كه هيچ چيز دروغگوتر از اين تيرها نيست ، عمير بن وهب هم به من خبر داد كه تيرهايش چنين بوده است و هر دو به راه افتادند ، در حالى كه دربارهء همان موضوع صحبت مىكردند .
موسى بن ضمرة بن سعيد از پدرش روايت مىكند كه : چون ابو سفيان ، ضمضم را روانه كرد ، به او گفت : چون نزد قريش رسيدى ، بگو كه با تير قرعه كشى نكنند .
از ابى بكر بن سليمان بن ابى حثمه برايم روايت كردند كه گفت : شنيدم حكيم بن حزام مىگفت : هيچگاه به جايى كه برايم ناخوشايندتر از بدر باشد نرفتهام ، و در هيچ موردى هم آن همه دليل برايم روشن نشده بود كه در آن مورد . سپس ادامه مىدهد :
هامش
[ 1 ] عدّاس : بندهء عتبه و شيبه است ، داستان ملاقات او و رسول خدا ( ص ) در سيره ابن هشام و منابع ديگر آمده است . سيره ، چاپ مصر ، ج 2 ، صفحات 62 و 63
[ 2 ] هبل : نام يكى از بتهاى بسيار معروف در مسجد الحرام بوده است .