نمىبينم ، هر كس مايل است به آن مقاله مراجعه كند . [ 1 ] احتمال دارد كه واقدى بدين جهت از روايات ابن اسحق اعراض كرده باشد كه علماى مدينه به او اعتماد نمىكردهاند . به نظر ما چون ابن اسحق هنگامى مدينه را ترك كرده كه هنوز واقدى متولد نشده بود و ميان آن دو ملاقاتى صورت نگرفته بود ، طبيعى است كه واقدى از او روايتى نقل نكند بعلاوه ، همانطور كه قبلا تذكر داديم ، ابن حجر دربارهء ابن اسحق مىنويسد كه راويان روايات او غالبا از مردم نقاط ديگرى غير از مدينهاند و از اهالى مدينه فقط ابراهيم بن سعد از او روايت كرده است . [ 2 ] بسيارى از قدماى محدثان ، واقدى را در نقل احاديث ضعيف مىدانند . چنان كه بخارى ، رازى ، نسائى و دارقطنى گفتهاند : « واقدى از لحاظ حديث متروك است . » ولى بايد توجه داشت كه همه ناقدان حديث چنين نبودهاند . گروهى هم او را به بالاتر از حد معمول ثقات رسانده و وصف كردهاند . مثلا حافظ در آوردى ، او را چنين وصف مىكند كه : « واقدى در حديث ، امير مؤمنان است » يزيد بن هارون هم مىگويد : « واقدى ثقه است » . ابو عبيد قاسم بن سلام و ابو بكر صغانى و مصعب زبيرى و مجاهد بن - موسى و مسيب و ابراهيم حربى هم واقدى را ثقه مىدانند . [ 3 ] با اينكه بيشتر علما منكر مقام واقدى در حديث هستند ، بدون ترديد او يكى از پيشوايان سيره و مغازى است . ابن نديم مىگويد : « واقدى در مغازى و سيره و فتوح و شناخت موارد اختلاف مردم در حديث و فقه و احكام و اخبار براستى عالم است » . [ 4 ] ابن سعد هم او را چنين توصيف كرده است [ 5 ] . ابراهيم حربى مىگويد : « واقدى امين ترين مردم براى اهل اسلام است . » [ 6 ] و در تاريخ بغداد هم به اقوالى بر مىخوريم كه نشان دهندهء عظمت مقام واقدى در علم مغازى و سيره است .
براى هر كس كه مطالب واقدى را بخواند ، به خوبى روشن مىشود كه علت اهميت واقدى ميان نويسندگان مغازى و سيره در اين است كه مطالب تاريخى را با روش مخصوص علمى و فنى بررسى كرده است . در آثار واقدى به خوبى مشاهده مىشود كه او بيشتر از ديگران براى نقل مطالب تاريخى به روش منطقى تلاش كرده است . روش
هامش
[ 1 ] . 1959 بن 1 بن .LJ . M . B . Jones , IbnIshaqabdal - Waqidi : argeofplagiarism , B . S . O . A . S . , XXII[ 2 ، 3 ] تهذيب التهذيب ، ج 9 ، صفحات 44 ، 364 .
[ 4 ] الفهرست ، ص 144 .
[ 5 ] طبقات ، ج 7 ، بخش دوم ، ص 77 .
[ 6 ] عيون الاثر ، ج 1 ، ص 18 .