به كتاب او استناد مىكنند ولى در حديث او را ضعيف مىشمرند . » [ 1 ] ابن نديم مىگويد : ابو معشر مدنى كتابى در مغازى دارد و از مواردى كه طبرى در كتابش راجع به او نقل كرده است چنان بر مىآيد كه مغازى ابو معشر مانند مغازى موسى بن عقبه مشتمل بر اخبارى از زندگى پيامبر ( ص ) قبل از هجرت هم بوده است . [ 2 ]
واقدى
واقدى كتاب مغازى خود را به يادگار گذاشته كه در واقع نمودار كامل دگرگونى سيرهنگارى در قرن اول و دوم هجرى است . او شخصا از زهرى روايت نمىكند ، بلكه در بيشتر موارد به راويانى كه اخبار زهرى را نقل كردهاند اعتماد مىكند . آنچه كه قابل ذكر است ، اين است كه ، واقدى از ميان شاگردان زهرى ، از ابن اسحق مطلبى نقل نمىكند . به همين سبب و هم بواسطهء شباهت زيادى كه ميان قسمتهايى از سيره ابن اسحق و مغازى واقدى موجود است ، هوروتس [ 3 ] و ولهوزن [ 4 ] پنداشتهاند كه واقدى نسبت به ابن اسحق بى اعتنايى و كم توجهى كرده است و مطالبى را بدون اينكه به او استناد دهد ، از او گرفته است . هوروتس در اين مورد مىگويد : اينكه در مغازى واقدى مىبينيم بدون ذكر اسناد ، مطالبى را به صورت گفتهاند آورده است ، دليل بر ستم واقدى به ابن اسحق است . [ 5 ] هوروتس در اين مورد ، پندار واهى دارد و بايد توجه مىكرد كه اين طريقه كه مطالب همه رجال سند را در موقع اخبار جمع كنند منحصر به واقدى نيست . اتفاقا ، در اين مورد از ابراهيم حربى پرسيدهاند كه چرا احمد بن حنبل از واقدى خوشش نمىآمد ؟ مىگويد : به اين جهت بود كه اسناد را جمع مىكرد ولى فقط يك متن را مىآورد . ابراهيم حربى در صدد دفاع از واقدى مىگويد : « اين براى واقدى عيبى نيست ، چه زهرى و ابن اسحق هم همين كار را كردهاند . » [ 6 ] من هم ( مارسدن جونز ) در مقالهء جداگانهاى اين تصور را كه واقدى مطالبى را از ابن اسحق گرفته بدون اينكه ذكرى از او كند ، رد كردهام و لزومى براى تكرار آن
هامش
[ 1 ] تهذيب التهذيب ، ج 10 ، ص 422 .
[ 2 ] تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 1195 .
[ 3 ] .Lseq518 بن 1928 بنLJ . Horovitz , IslamicCulture[ 4 ] .Lseq11 بن .J . Wellhausen , MuhammadInMedina , Introd[ 5 ] مأخذ شماره 3 .
[ 6 ] ابن سيد الناس ، عيون الأثر ، ج 1 ، ص 20 .