خدمتكار و وابستهء قيس بن مخرمة بن عبد المطلب بن عبد مناف بوده و بعدها مدينه را ترك گفته است . تاريخ دقيق خروج او را از مدينه نمىتوان تعيين كرد .
ابن حجر از قول ابن يونس نقل مىكند كه ابن اسحق در سال 119 ه . ق .
به اسكندريه آمده است ، [ 1 ] ولى نمىدانيم كه اين ديدار قبل از هجرت كلى او از مدينه بوده و يا پس از آن . از گفتار ابن خلكان چنين بر مىآيد كه در سال 123 ه . ق . در مدينه بوده است . [ 2 ] به هر حال مىتوان احتمال داد كه او مدينه را پيش از چهل سالگىاش ترك كرده است . ابن حجر مىگويد : « او مدتها قبل از مرگ خود از مدينه بيرون رفته و به كوفه ، جزيره ، رى و بغداد سفر كرده و در بغداد مقيم شده و در سال 151 ه . ق . در آنجا در گذشته است . [ 3 ] قرينه ديگرى كه دلالت بر ترك مدينه پيش از رسيدن به چهل - پنجاه سالگىاش دارد اين است كه راويان مطالب ابن اسحق از مردم سرزمينهاى ديگر ، به مراتب بيشتر از راويان مدينهاى هستند . چنانچه از همه اهل مدينه فقط ابراهيم بن سعد از او روايت كرده است . [ 4 ] ابن سيد الناس مىنويسد كه از علل مهم هجرت ابن اسحق از مدينه دشمنى هشام بن عروه و مالك بن انس با اوست . [ 5 ] هشام بن عروه از ابن اسحق بدين جهت دلگير بود كه او در كتاب خود رواياتى از زن پدر هشام ، يعنى همسر عروه نقل كرده بود و روايت از زنان در نظر گروه زيادى مايهء بدنامى است . ابن حجر به اين موضوع هم اشاره كرده است . [ 6 ] در مورد مالك بن انس ، استاد گيوم [ 7 ] عقيده دارد كه علت دشمنى مالك با ابن اسحق بدين جهت است كه ابن اسحق در مورد برخى از احكام شرعى كه مالك در كتاب سنن خود آورده است ، اعتراض كرده است و سنن مالك باقى نمانده است . احتمال هم دارد كه مالك از اين جهت با ابن اسحق خصومت مىورزيده كه متهم به قدرى بوده است [ 8 ] .
شايد هم ، آنچنان كه ابن سيد الناس مىگويد ، سبب عمده مخالفت مالك با ابن اسحق
هامش
[ 1 ] تهذيب التهذيب ، ج 9 ، ص 44 .
[ 2 ] ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 631 .
[ 3 ، 4 ، 5 ] عيون الاثر ، ج 1 ، ص 11 - 12 .
[ 6 ] تهذيب التهذيب ، ج 9 ، ص 44 .
[ 7 ]A . Guillaume , heLifeofMuhammad , Introd . , XIII[ 8 ] تهذيب التهذيب ، ج 9 ، ص 42 .