را مامور بريدن نخلها فرموده بود . ابو ليلى نخلهاى عجوه را مىبريد حال آنكه ، ابن سلام درختان پست تر را قطع مىكرد . بنو نضير به آنها گفتند : شما مسلمانيد و ريشه كن كردن درخت خرما براى شما جايز نيست . اصحاب پيامبر ( ص ) در اين مورد اختلاف پيدا كردند ، برخى گفتند بايد قطع كرد و برخى گفتند نبايد قطع كرد پس ، آيهء فوق در اين مورد نازل شد .
ما أَفاءَ الله عَلى رَسُولِهِ من أَهْلِ الْقُرى فَلِلّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا الله إِنَّ الله شَدِيدُ الْعِقابِ . لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا من دِيارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا من الله وَ رِضْواناً وَ يَنْصُرُونَ الله وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ هُمُ الصّادِقُونَ . وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدّارَ وَ الْإِيمانَ من قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ من هاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ لا يَجِدُونَ في صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ من يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . وَ الَّذِينَ جاؤُ من بَعْدِهِمْ . . . 59 : 7 - 10 [ 1 ] آنچه غنيمت داد خداى رسول خويش را از اهل ديهها ، پس براى خدا و رسول خداست و خويشان رسول و يتيمان و فقيران و درراهماندگان تا نباشد نوبت ميان توانگرانتان ، آنچه دادتان رسول ، بگيريد و آنچه از آن نهى كردتان ، از آن باز ايستيد و بترسيد از خدا كه خداى سخت عقوبت است . براى درويشان مهاجران ، كه از خانهها و اموال خود بيرون رانده شدند ، و ايشان مىجويند از خداوند فضل و رضوان و يارى مىكنند خداى و رسول را ، ايشان خود راستگوياناند . و آنان كه جاى گرفتند آن دار و ايمان را پيش از مهاجران و دوست مىدارند مر آنها را كه هجرت كردند سوى ايشان و نمىيابند در سينههاشان خواهشى نسبت به آنچه كه به مهاجران داده شده است و اختيار مىكنند مهاجران را بر خودشان اگر چه ايشان را حاجتمندى بود به آن و آنكه نگه داشته شود از بخل و زفتى پس ايشان خود رستگاراناند . و آنان كه آمدند بعد از ايشان . . . - گويد : بنابر اين سهم پيامبر ( ص ) از خمس غنايم ، فقط يك پنجم است و گويد پيامبر ( ص ) به بنى هاشم از خمس عنايت مىفرمود و دخترانشان را به شوهر مىداد . عمر هم به بنى هاشم همين پيشنهاد را كرد ، كه هزينهء عروسى آنها و وام وامداران را بپردازد و بينوايان ايشان را كمك كند ، ولى آنها نپذيرفتند و گفتند : تمام خمس را بايد بپردازد و عمر هم نپذيرفت . مصعب بن ثابت هم در همين مورد از يزيد بن رومان برايم روايت كرد كه ابو بكر و عمر و على مصرف خمس را براى يتيمان و فقيران
هامش
[ 1 ] همان سوره ، آيات 6 ، 7 ، 8 و 9 .