تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
سهل بن حنيد و ده نفر ديگر را همراه او فرستادند . آنها دشمن را ، پيش از آنكه به حصار برسند ، كشتند و سرهاى آنها را به حضور پيامبر ( ص ) آوردند كه دستور فرمود تا در يكى از چاههاى بنى خطمه انداختند . سعد بن عباده براى مسلمانها خرما مىآورد و يهوديان همچنان در حصارهاى خود بودند . پس ، پيامبر ( ص ) دستور فرمود تا نخلهاى بنى نضير را قطع كنند و بسوزانند و دو نفر از ياران خود ، ابو ليلى مازنى و عبد الله بن سلام ، را مأمور اين كار كرد . ابو ليلى بهترين نوع درختان خرما را قطع مىكرد ولى عبد الله بن سلام درختهاى نر و كم بار را مىبريد ، در اين مورد از آن دو سؤال شد ، ابو ليلى گفت : قطع درختان گزيده براى يهود ناراحتى بيشترى توليد مىكند . و عبد الله بن سلام گفت : من مىدانم كه خداوند اموال ايشان را نصيب پيامبر ( ص ) مىكند ، خواستم نوع بدى را قطع كرده باشم . نوعى درخت خرما ، كه عجوه ناميده مىشود ، بهترين منبع در آمد يهوديان بود . دربارهء اينكه كار قطع درختان و رها كردن آنها هر دو مورد رضايت خداوند است ، اين آيه نازل شد : ما قَطَعْتُمْ من لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ الله وَ لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ 59 : 5 [ 1 ] - آنچه بريديد از خرما بنهاى گرانمايه يا آنچه آن را همچنان پا بر جاى رها كرديد ، به فرمان خدا بود تا فاسقان را خوار گرداند . پس ، همين كه نخلهاى عجوه قطع شد ، زنان يهودى گريبانها را چاك دادند و بر صورت خود زدند و صداى آنها به شيون بلند شد . پيامبر ( ص ) فرمود : نخل عجوه شايستهء آن هست كه برايش چنين كنند . سپس فرمود : نر و مادهء نخلهاى عجوه و عتيق هر دو از درختان بهشتى هستند و عجوه شفاى هر سمّى است . همين كه زنها شيون كردند ، ابو رافع سلّام بر سر آنها فرياد كشيد و گفت : اگر نخلهاى عجوه را در اينجا قطع كردند مهم نيست ، ما در خيبر هم از اين نوع نخل داريم ، پيرزنى گفت : در خيبر چنين خرمايى حاصل مىآيد ! ابو رافع گفت : خدا دهانت را پاره كند ! همپيمانان من در خيبر ده هزار مرد جنگجويند . پس چون اين خبر به پيامبر ( ص ) رسيد ، لبخند زد . مردان يهودى هم در مورد قطع درختان خرما بى تابى مىكردند ، پس ، سلّام بن مشكم گفت : اى حيى ، خرماى عذق بهتر از خرماى عجوه است چه ، عجوه سى سال بعد از كاشت محصول مىدهد ، بگذار قطع كنند ! پس ، حيى كسى پيش پيامبر ( ص ) فرستاد و پيام داد : تو تباهى و ويرانى را منع مىكنى ، پس چرا حالا خودت دستور قطع درختان خرما را داده‌اى ، ما به آنچه كه تو قبلا مىخواستى ، عمل مىكنيم و از سرزمين تو بيرون مىرويم . پيامبر ( ص ) فرمود : امروز ديگر آن را نمىپذيرم مگر به
هامش
[ 1 ] آيهء 5 ، سورهء 59 ، حشر .