داشت ، در مدينه ماند و روز سوم شتر خود را سوار شد و حركت كرد ، چون به اوايل وادى عقيق رسيد ، پيامبر ( ص ) فرمود : معاوية بن مغيره نزديك ماست ، در جستجويش برآييد . مردم به جستجوى او برآمدند ، معلوم شد راه را گم كرده است ، پس رد او را گرفتند و روز چهارم او را پيدا كردند ، زيد بن حارثه و عمار ياسر ، كه در جستجوى او از ديگران پيشى گرفته بودند ، در محل جمّاء به او رسيدند ، زيد بن حارثه زخمى به او زد ، عمّار هم گفت : مرا هم حقى است ! پس او هم تيرى به معاويه زد و او را كشتند ، آنگاه به حضور پيامبر ( ص ) برگشتند و او را آگاه ساختند . همچنين گفتهاند كه : زيد و عمّار در منطقهاى به نام دروازه شريد ، در هشت ميلى مدينه ، به او رسيدند ، چون او راه را گم كرده بود ، توانستند به او برسند ، آنها معاويه را هدف قرار دادند و او را زير رگبار تير و سنگ گرفتند تا كشته شد .
جنگ حمراء الاسد [ 1 ]
اين جنگ در روز يكشنبه هشتم شوال كه سى و دومين ماه هجرت است صورت گرفته است ، پيامبر ( ص ) جمعه همان هفته به مدينه برگشت و مدت غيبت آن حضرت پنج روز بود .
گويند : چون رسول خدا نماز صبح يكشنبه را گزارد ، سران اوس و خزرج همراه آن حضرت بودند و گروهى از ايشان از جمله سعد بن عباده ، حباب بن منذر ، سعد بن معاذ ، اوس بن خولىّ ، قتادة بن نعمان ، عبيد بن اوس و عدهاى ديگر شب را در مسجد و كنار خانهء پيامبر ( ص ) گذرانيده بودند . چون پيامبر ( ص ) از نماز صبح به خانه مراجعت فرمود ، بلال را گفت تا جار بزند و بگويد كه رسول خدا دستور فرموده است به تعقيب دشمن برويم و فقط كسانى خواهند آمد كه ديروز در جنگ شركت كرده باشند .
گويد : سعد بن معاذ از مسجد بيرون آمد تا به خانه و محلهء خود برگردد و قوم خويش را براى حركت فرمان دهد ، گروه زيادى از مردم مجروح بودند ، بيشتر ، بلكه همهء بنى عبد الاشهل زخمى بودند ، سعد پيش قوم خود آمد و گفت : پيامبر ( ص ) دستور فرموده است كه دشمنانتان را تعقيب كنيد . گويد : اسيد بن حضير ، كه هفت زخم داشت ،
هامش
[ 1 ] حمراء الاسد : در هشت يا ده ميلى مدينه ، در سمت چپ راه ذو الحليفه است ( شرح على المواهب اللدنيه : ج 2 ، ص 70 ) .