و ايشان عرضه مىدارند : پروردگارا ، چه خوب است كه ارواح ما را به كالبدهاى ما برگردانى تا دوباره در راه تو كشته شويم . الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلّهِ وَ الرَّسُولِ من بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ 3 : 172 - آنها كه اجابت كردند خداى تعالى را و رسول را از بعد رسيدن جراحتها ، مر آنها را كه نيكويى كردند و پرهيز كردند ، مزدى بزرگ است - گويد : اين آيه دربارهء كسانى نازل شده است كه در جنگ حمراء الاسد شركت كردند .
عبد الحميد بن جعفر ، از قول پدر خود ، برايم روايت كرد كه : چون پيامبر ( ص ) به مدينه و خانهء خود رسيد ، شب يكشنبه ، عبد الله بن عمرو بن عوف مزنى ، خود را به در خانهء آن حضرت رساند ، بلال اذان گفته بود و منتظر بيرون آمدن پيامبر ( ص ) بود . چون رسول خدا بيرون آمد ، مزنى خود را به آن حضرت رساند و گفت : من از محل خود مىآمدم ، چون به ملل رسيدم ، ديدم كه قريش هم برگشته و آنجا فرود آمده بودند ، گفتم ميان ايشان بروم بلكه چيزى از اخبار آنها به دست آورم . پس ، همراه ايشان نشستم ، شنيدم كه ابو سفيان به ياران خود مىگفت : كارى نكرديم ، شما كه عمدهء سپاه محمد را كشتيد ، خوب است برگرديم و بقيه را هم از پا درآوريم ! ولى صفوان بن اميه آنها را از اين كار منع مىكرد و موافقت نمىكرد . پس ، پيامبر ( ص ) عمر و ابو بكر را فرا خواندند و آنچه را كه مزنى گفته بود ، به آن دو فرمودند ، آنها گفتند : بايد دشمن را تعقيب كرد كه مبادا بر زن و فرزند ما حمله كنند ! چون پيامبر ( ص ) نماز را سلام داد و مردم خواستند بروند ، حضرت به بلال امر فرمود كه جار بزند و مردم را براى تعقيب دشمن فرا خواند و چون آفتاب دميد ، همان صبح يكشنبه ، فرمان حركت صادر شد و مسلمانان ، با آنكه مجروح و زخمى بودند ، به راه افتادند .
الَّذِينَ قال لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا الله وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ 3 : 173 - كسانى كه مردم به ايشان گفتند كه ، مردم براى مبارزه با شما جمع شدهاند و از ايشان بترسيد ، اما اين مطلب سبب افزونى ايمان ايشان شد و گفتند بس است ما را خدا و او بهترين كارگزار است - گويد : اين آيه در اين مورد نازل شده است كه ابو سفيان ، پيامبر ( ص ) را تهديد كرده بود كه پس از جنگ احد در سر سال ، در بدر ، يك ديگر را ملاقات خواهند كرد . به ابو سفيان گفته شد : آيا پيامبر را در جريان نمىگذارى ؟ پس او نعيم بن مسعود اشجعى را به مدينه فرستاد ، تا مسلمانان را از يارى كردن پيامبر ( ص ) باز دارد و گفت كه اگر او بتواند آنها را از اين كار باز دارد ، ده شتر جايزه دارد . نعيم به مدينه آمد و به مسلمانان گفت : كافران گروه زيادى هستند و ديديد كه دفعهء قبل آنها به سراغ شما آمدند ، حالا هم شما آهنگ ايشان نكنيد . نعيم نزديك بود
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٣٨