تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 21

مساهمون:

صمقدمه ٢١
شروع كردم و از نسب قبيلهء مضر آغاز كردم . هنوز آن را تمام نكرده بودم كه گفت : اين كار را قطع كن كه خداوند بن و ريشه آنها را قطع كرده است . براى من شرح حال پيامبر را بنويس . » با وجود اين ، دو كلمهء سيره و مغازى به يك معنى به كار مىرود و فرقى ميان آنها نيست . مثلا ابن كثير در تاريخ خود به جاى آنكه بگويد ابن هشام در سيره چنين گفته است ، مىگويد : « ابن هشام در مغازى خود چنين گفته است . » [ 1 ] و بايد توجه داشت كه اين هر دو كلمه از لحاظ لغوى به معنى زندگانى و شرح حال پيامبر ( ص ) نيست ولى چنين مصطلح شده‌اند . حقيقت اين است كه موضوعات سيره و مغازى متنوع‌اند و با دگرگونى علوم حديث و تفسير و تاريخ ، دگرگون شده‌اند . معروف‌ترين كتابهايى كه در قرن دوم هجرى درباره سيره تأليف شده‌اند دو كتاب ابن اسحق و واقدى است . ولى اين دو كتاب نخستين كتابهايى دربارهء اين موضوع نيستند . به نظر ما لوى دلا ويدا [ 2 ] اشتباه كرده است ه مىگويد : « سيره ابن اسحق در نگارش تاريخ اسلام نقطه آغاز است » . [ 3 ] بديهى است كه گفتار و كردار پيامبر ( ص ) در مدت زندگى آن حضرت كمال اهميت را داشته و پس از رحلت ، بر اهميت آن نيز افزوده شده است . و همين اهميت موجب شده است تا در مورد تدوين زندگينامه و جمع احاديث و اخبار مربوط به آن توجه كاملى پيدا شود . نبايد تصور كرد كه انگيزهء اين كار فقط تقوى و عشق به آن حضرت است ، بلكه جامعه اسلامى سخت نيازمند به تنظيم و ثبت عقايد دينى و احكام شرعى بوده است و اين انگيزهء اصلى براى تنظيم روش زندگى پيامبر ( ص ) است تا سرمشق واقعى باشد . وانگهى ، پيشامدهاى سياسى و تحولات اجتماعى و دينى قرن اول و دوم هجرى نه تنها ضرورت تنظيم سيره پيامبر ( ص ) را ايجاب مىكرده ، بلكه ضرورت تنظيم حديث و فقه و تفسير را هم در بر داشته است . احتمال دارد كه داستانهاى قومى هم كه در سيره ديده مىشود در زندگى پيامبر ( ص ) وجود داشته و سپس داستان سرايان آنها را شاخ و برگ داده‌اند . چنان كه نسبت به داستانهاى مربوط به پيامبران قبل از اسلام هم اين كار معمول بوده است . نمودارهايى از اين داستانها در كتب سيره كه در دوره‌هاى بعد نوشته شده‌اند ديده مىشود و به آسانى مىتوان آن را در بيشتر موضوعاتى نظير خواب ديدنها و فالزدنها و يا در قالبهاى ديگر ديد . چنان كه
هامش
[ 1 ] البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 243 . [ 2 ]LeviDellaVida[ 3 ]yclopediaOfIslam , Article , Sira