تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 20

مساهمون:

صمقدمه ٢٠
كه معتقد به آن مطالب باشند ، بلكه طبيعت نويسندگى در اين گونه تأليفات اقتضاى آن را دارد . شايد يكى از دلائل اينكه واقدى را شيعه وصف كرده‌اند مربوط به بعضى از مسائل مذكور در كتاب او باشد . مثلا گاهى اسامى گروهى از صحابه را ذكر كرده است كه نام خلفاى راشدين هم ميان آنهاست ، و چنان كه بايد و شايد حق ايشان را ادا نكرده است . به عنوان مثال ، در نسخهء خطى كه ما آن را اصل قرار داديم ، فهرستى در مورد نام اشخاصى كه در جنگ احد ، از پيش پيامبر ( ص ) گريخته‌اند ، مىبينيم كه چنين آغاز مىشود : « از جملهء كسانى كه گريخته‌اند فلان است و حارث بن حاطب ، ثعلبة بن حاطب ، سواد بن غزيه ، سعد بن عثمان ، عقبة بن عثمان ، خارجة بن عامر - كه تا ملل ( نام جائى است ) فرار كرد - اوس بن قيظى و گروهى از بنى حارثه . » در صورتى كه همين عبارت را در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد مىبينيم كه بجاى كلمهء فلان ، عمر و عثمان آمده است . و بلاذرى هم اين عبارت را از واقدى فقط با ذكر كلمه عثمان نقل كرده و نام عمر در آن نيست . ظاهرا چنين است كه در نسخه خطى اصلى واقدى عمر و عثمان يا يكى از آن دو را ذكر كرده و از گريختگان روز احد دانسته بوده است ، اما كسى كه نسخه را رونويسى كرده ، اين مسأله را در مورد عمر و عثمان يا مهر يك از ايشان نپذيرفته و آن را به كلمهء « فلان » تغيير داده است . و چون متن اصلى و نسخه صحيح واقدى به دست شيعه افتاده است ، اين اخبار مربوط به عمر و عثمان را خوانده‌اند و به طور قطع او را شيعه پنداشته‌اند . طبق اين دلائل ، نظريه و عبارات ابن نديم در مورد تشيع واقدى سست به نظر مىرسد و هيچ دليل قطعى بر تشيع واقدى نيست . و بايد در جستجوى دلايل ديگرى بود ، و بويژه بايد از مطالب صريح خود واقدى استمداد طلبيد .

اصول نگارش سيره نبوى و دگرگونى آن در قرن اول و دوم هجرى

شك و ترديدى نيست كه كلمهء سيره به معنى شرح زندگى رسول خدا به كار رفته است . و اين مسأله پيش از آنكه ابن هشام از قول ابن اسحق آن را به اين معنى به كار برده باشد نيز معمول و متداول بوده است . از كتاب اغانى چنين استنباط مىشود كه در روزگار محمد بن شهاب زهرى سيره به همين معنى بوده است . ابو الفرج اصفهانى از قول مدائنى ضمن نقل اخبار خالد بن عبد الله قسرى مىنويسد [ 1 ] : « ابن شهاب مىگفته است : خالد بن عبد الله قسرى به من گفت : كتابى در مورد انساب برايم بنويس . من
هامش
[ 1 ] الاغانى ، ج 19 ، ص 59 .