تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 18

مساهمون:

صمقدمه ١٨
در عين حال آنچه كه موجب تعجب و حيرت مىگردد اين است كه طوسى ( منظور شيخ طوسى قدّس سره است ) با آنكه معاصر ابن نديم است در كتاب الفهرست خود هيچيك از كتابهاى واقدى را نام نمىبرد و مخصوصا كتاب مولد الحسن و الحسين و مقتل الحسين را با همهء اهميتى كه علما و مورخان شيعه براى اين كتاب قائلند ذكر نكرده است . [ 1 ] بر فرض كه تسليم نظريهء ابن نديم بشويم كه واقدى شيعه بوده ولى تقيه مىكرده است ، بايد تشيع او به گونه‌اى در موقع نقل مطالب مربوط به على ( ع ) ظاهر شود ولى در اين گونه موارد چيزى اظهار نداشته است ، بلكه برعكس مىبينيم كه واقدى گاه احاديثى كه نقل مىكند چنان است كه قدر و منزلت على ( ع ) را كاسته و يا كار او را بىارزش ساخته است . مثلا وقتى كه بازگشت پيامبر ( ص ) از احد به مدينه را ذكر مىكند ، مىنويسد كه فاطمه ( ع ) شروع به پاك كردن خون از چهرهء پيامبر ( ص ) كرد و على ( ع ) به مهراس رفت تا آب بياورد ، و پيش از آنكه برود ، شمشير خود را به فاطمه ( ع ) داد و گفت : « اين شمشير غير قابل سرزنش را بگير . » چون پيامبر ( ص ) شمشير على ( ع ) را خون آلوده ديد ، فرمود : « اگر تو خوب جنگ كردى ، عاصم بن ثابت و حارث بن صمّه و سهل بن حنيف هم خوب جنگ كردند و شمشير ابو دجانه هم غير قابل سرزنش است . » [ 2 ]
هامش
[ 1 ] جاى بسى تعجب و حيرت است كه چگونه مارسدن جونز ، شيخ طوسى و ابن نديم را معاصر دانسته است ، در حالى كه تولد شيخ طوسى در سال 385 ه . ق . است كه به احتمال زياد چند سال بعد از مرگ ابن نديم است ، زيرا مرگ او را مدت كمى بعد از اتمام الفهرست كه در 377 ه . ق . بوده است مىدانند . وانگهى ذكر نكردن كتابهاى واقدى و كتاب مولد الحسن و الحسين و مقتل الحسين از طرف شيخ طوسى نمىتواند دليل بر شيعه نبودن واقدى باشد ، مخصوصا فراموش نكنيد كه مارسدون جونز خودش در نسبت كتابهاى واقدى به او شك و ترديد دارد . بنابر اين ، چه مانعى دارد كه شيخ طوسى ( رضوان الله عليه ) هم انتساب برخى كتب واقدى را به او درست نمىدانسته است . اى كاش مارسدن جونز لطف بيشترى مىكرد و به صفحه 16 الفهرست شيخ طوسى چاپ اسپرنگر .ALSprenger، مراجعه مىفرمود تا اظهار نظر شيخ را در اين مورد ذيل بيان زندگى و كتب ابراهيم بن محمد بن ابى يحيى ، كه مطالب زيادى از حضرت باقر و حضرت صادق نقل كرده است مىديد . بعلاوه ، شيخ طوسى در كتاب شريف تلخيص الشافى ( چاپ نجف ، ج 3 ، ص 52 ) از كتاب الجمل واقدى ، خطبهء امير المؤمنين ( ع ) را نقل مىكند . در پاورقى همان صفحه استاد دانشمند سيد حسين آل بحر العلوم نوشته است كه نجاشى در رجال خود واقدى را آورده است . كسانى كه مايل به اطلاعات بيشترى باشند لطفا به آنجا مراجعه فرمايند . اشاره به اين نكته هم لازم است كه ميرزا محمد باقر خوانسارى در ص 268 ، ج 7 ، روضات الجنات چاپ اسماعيليان ، شرح حال واقدى را آورده است ، و مرحوم آيت الله سيد حسن صدر هم در ص 242 كتاب تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام در مورد واقدى و مذهب او بحث كرده‌اند . - م . [ 2 ] نمىدانم كجاى اين روايت موجب كاسته شدن قدر على ( ع ) است . اگر حضرت ختمى مرتبت ديگران را هم ، كه كارى پسنديده كرده‌اند ياد فرموده است دليل بر كاهش مقام و منزلت على ( ع ) مىشود ؟ ! و آيا مثلا