تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
او نيست و آن را كه به خود نزديك فرمايى ، دور كننده‌اى ندارد ! خدايا ، من بركت و رحمت و عافيت از تو درخواست مىكنم ! خدايا ، من فضل و بخشش از تو مسألت مىكنم ! خدايا ، من از تو نعمت پاينده‌اى درخواست مىكنم ، كه دگرگون نمىشود و تمامى ندارد ! خدايا من زينهار در روز ترس [ قيامت ] و توانگرى روز فقر را از تو مىخواهم ! خدايا ، از شر آنچه كه به ما عنايت كرده‌اى و آنچه كه از ما باز داشته‌اى به خودت پناه مىبرم ! خدايا ، ما را مسلمان بميران ! خدايا ، ايمان را در نظر ما محبوب كن و دلهاى ما را با آن زينت بخش ، كفر و سركشى و تبهكارى را براى ما ناخوشايند كن و ما را از رهنمون‌شدگان قرار بده ! بار خدايا ، كافران اهل كتاب را ، كه رسولت را تكذيب مىكنند و خلق را از راه تو باز مىدارند ، عذاب فرماى ! اى پروردگار بر حق ، پليدى و عذاب را بر ايشان نازل فرماى ! آمين » . پيامبر ( ص ) به جانب مدينه روى آوردند تا آنكه در سمت راست ، ميان بنى حارثه فرود آمد و سپس از كنار قبيلهء عبد الاشهل عبور فرمود ، آنها بر شهداى خود مىگريستند ، پس پيامبر ( ص ) فرمود : حمزه گريه كننده‌اى ندارد . زنها براى اطلاع از سلامتى پيامبر ( ص ) از خانه‌ها بيرون آمدند ، ام عامر اشهلى مىگويد : ما سرگرم گريستن بر شهيدان خود بوديم كه گفتند رسول خدا آمد ، من هم بيرون آمدم ، چون چشمم به پيامبر ( ص ) ، كه هنوز زره بر تن داشت ، افتاد ، به آن حضرت نگاه كردم و گفتم : اى رسول خدا ، در مقابل سلامت تو ، هر مصيبتى تحمل‌پذير و اندك است . مادر سعد بن معاذ هم ، كه كبشه دختر عبيد بن معاوية بن بلحارث بن خزرج است ، بيرون آمد و دوان دوان خود را به حضور پيامبر ( ص ) رساند ، آن حضرت سوار بر اسب ايستاده بودند و سعد بن معاذ لگام اسب را در دست داشت ، سعد گفت : اى رسول خدا ، مادرم آمده است ! پيامبر ( ص ) فرمود : درود بر او باد ! او نزديك پيامبر ( ص ) آمد و گفت : اكنون كه تو را سالم مىبينم ، مصيبت اندك شد . پيامبر ( ص ) دربارهء مرگ پسرش ، عمرو بن معاذ ، به او تسليت گفتند و فرمودند : اى مادر سعد ، تو را مژده باد و به خانوادهء شهدا هم مژده بده كه جمع شهيدان ايشان - از آن قبيله دوازده مرد شهيد شده بودند - در بهشت دوستان يك ديگرند و ايشان مىتوانند افراد خانوادهء خود را شفاعت كنند . مادر سعد گفت : اى رسول خدا ، بسيار خوشنود شديم ، از اين پس كسى بر ايشان گريه نخواهد كرد . آنگاه خطاب به پيامبر ( ص ) گفت : اى رسول خدا ، براى بازماندگان دعاى خير فرماى . پس پيامبر ( ص ) چنين گفت : « پروردگارا ، اندوه دلهاى ايشان را از ميان ببر و مصيبت آنها را جبران فرماى و بازماندگان ايشان را نكو حال فرماى » .