پوشانديم و آنگاه پيامبر ( ص ) بازگشت ، بهترين حالتى كه دوست دارم در آن حال بميرم ، اين است كه خدا را آنچنان ملاقات كنم كه مزنى ملاقات كرد .
گويند : همين كه شيطان بانگ برداشت كه « محمد كشته شد » ، مردم پراكنده شدند و برخى از ايشان به مدينه برگشتند ، نخستين كسى كه به مدينه آمد و خبر آورد كه رسول خدا كشته شده است ، سعد بن عثمان ابو عباده بود . بعد از او مردان ديگرى آمدند ، كه چون پيش زنهاى خود مىرفتند ، زنها مىگفتند : آيا از ركاب رسول خدا گريختهايد ؟
ابن ام مكتوم هم كه پيامبر ( ص ) او را براى اقامهء نماز در مدينه باقى گذاشته بود ، به آنها گفت : شما از پيش رسول خدا گريختهايد ؟ آنگاه شروع به سرزنش آنها كرد و سپس گفت : راه احد را به من نشان بدهيد . او را در آن راه بردند و او از هر كس كه مىديد از سلامت پيامبر ( ص ) جويا مىشد ، تا آنكه گروهى رسيدند و خبر سلامتى پيامبر ( ص ) را آوردند ، آنگاه او برگشت . از جملهء كسانى كه گريخته بودند ، فلان بود [ 1 ] و حارث بن حاطب ، ثعلبة بن حاطب ، سواد بن غزيّه ، سعد بن عثمان ، عقبة بن عثمان و خارجة بن عامر كه خود را به ملل [ 2 ] رسانده بود ، اوس بن قيظى همراه تنى چند از بنى حارثه ، كه خود را به شقره [ 3 ] رسانده بودند ، ولى ام ايمن خاك بر چهرههاى ايشان پاشاند و براى برخى از آنها دوك آورد و گفت : شمشيرت را بده و دوك بريس ! ام ايمن همراه بعضى از زنها عازم احد شد .
بعضى از كسانى كه اين مطلب را روايت كردهاند ، گفتهاند : مسلمانان از كوه نگذشتند ، همگى در دامن كوه بودند و از آنجا به جاى ديگرى نرفتند و پيامبر ( ص ) هم ميان ايشان بود .
گويند : ميان عبد الرحمن و عثمان بگو مگويى بود ، عبد الرحمن كسى را پى وليد بن عقبه فرستاد و او را خواست و گفت : پيش عثمان برو و آنچه مىگويم به او بگو و من كسى غير از تو سراغ ندارم كه اين پيام را ابلاغ كند . وليد گفت : انجام خواهم داد .
گفت : به او بگو عبد الرحمن مىگويد ، در جنگ بدر حضور داشتم و تو حضور نداشتى ، در جنگ احد پايدارى كردم و تو گريختى و در بيعت رضوان حضور داشتم و تو نبودى . وليد پيش عثمان آمد و پيام او را رساند . عثمان گفت : برادرم راست مىگويد ،
هامش
[ 1 ] در بعضى از نسخ به جاى فلان ، عمر و عثمان است و بلاذرى در انساب الاشراف ، عثمان را ثبت كرده است و از عمر نام نبرده است ( انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 326 ) .
[ 2 ] ملل : نام منزلى است در بيست و هشت ميلى مدينه در راه مكه ( معجم البلدان ، ج 8 ، ص 153 ) .
[ 3 ] شقره : به فاصلهء دو روز راه از مدينه و در راه فيد قرار دارد ( وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 330 ) .