خدا نكرده و داخل بهشت شده است ! مردم سكوت كردند ، پس ابو هريره گفت : او عمرو بن ثابت بن وقش از بنى عبد الاشهل است .
گويند : مخيريق يهودى از علماى يهود بود ، روز شنبه كه پيامبر ( ص ) براى جنگ در احد بود ، او به يهوديان گفت : به خدا قسم ، شما مىدانيد كه محمد پيامبر است و نصرت و يارى او بر شما فرض و واجب است . آنها بهانه آوردند كه امروز شنبه است ، گفت : ديگر شنبه معنايى ندارد ! سلاح خود را برداشت و همراه رسول خدا به ميدان جنگ آمد و كشته شد . پس پيامبر ( ص ) فرمود : مخيريق بهترين يهودى است . مخيريق وقتى از مدينه به احد مىرفت ، گفت : اگر كشته شدم ، اموال من مال محمد است كه در راه خدا صرف كند . آن اموال منشأ اصلى صدقات پيامبر ( ص ) شد .
حاطب بن اميه مردى منافق بود ، حال آنكه پسرش يزيد بن حاطب از مسلمانان راستين بود . يزيد در جنگ احد همراه پيامبر ( ص ) شركت كرد و در حالى كه زخمى شده بود . خويشاوندان او را به خانهاش رساندند ، حاطب چون ديد اهل خانه بر او مىگريند گفت : به خدا قسم ، شما او را چنين كرديد ! گفتند : چطور ؟ گفت : او را فريفتيد و به خودش مغرور كرديد تا اينكه بيرون رفت و كشته شد ، بعلاوه ، او را فريب ديگرى هم داديد ، به او وعدهء بهشتى را داديد كه داخل آن خواهد شد ، بهشتى از گياهانى كه بر گور مىرويند ! گفتند : خدا تو را بكشد ! گفت : فعلا كه او كشته شده است ! حاطب هرگز اسلام نياورد .
گويند : قزمان در شمار بنى ظفر بود ولى خودش هم نمىدانست از كدام تيرهء آنهاست ، با آنها مهربان بود و به كارهايشان رسيدگى مىكرد ، او شخص كم عائلهاى بود كه نه زن داشت و نه فرزند ، مردى شجاع بود ، كه طى جنگهاى ميان قبيلهاى ايشان ، به اين صفت معروف شده بود . او در احد حضور يافت و جنگى سخت كرد ، شش يا هفت نفر را كشت و زخمهاى مهلك برداشت ، به پيامبر ( ص ) گفتند : قزمان سخت زخمى شده و شهيد است ! فرمود : او از اهل دوزخ است . پيش قزمان آمدند و به او گفتند : اى ابا غيداق ، شهادت بر تو مبارك باد ! گفت : به چه چيزى مرا مژده مىدهيد ؟ به خدا قسم ، ما فقط براى حفظ شخصيت نژاد خود جنگ كرديم . گفتند : تو را به بهشت مژده مىدهيم . گفت : بهشتى از گياهان روينده بر گور ؟ به خدا قسم ، ما براى بهشت و جهنم جنگ نكرديم ، بلكه براى حفظ حيثيت خود جنگيديم ! و از تيردان خود تيرى بيرون آورد و شروع به ضربت زدن به خود كرد ولى چون ديد پيكان مؤثر نيست ، شمشير خود را برداشت و خود را با شكم روى آن انداخت به طورى كه از پشت او بيرون آمد . چون اين موضوع را به پيامبر ( ص ) گزارش دادند ، فرمود : او از اهل دوزخ است .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٩٠