تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
را ندارد ؟ گفت : نه ، اين چيزى نيست ، گاهى اوقات او به اندازهء بار دو شتر را حمل مىكند ، خيال مىكنم دليل ديگرى داشته باشد . گويد : بر شتر نهيب زد ، حيوان به پا خاست ولى چون او را به طرف مدينه راند دوباره زانو به زمين زد و چون او را به سمت احد برگرداند حيوان شتابان به راه افتاد . گويد : هند پيش پيامبر ( ص ) برگشت و اين موضوع را خبر داد ، پيامبر ( ص ) فرمود : آن شتر مأمور است ، آيا عمرو بن جموح هنگام خروج مطلبى نگفت ؟ هند گفت : پيش از خروج رو به قبله ايستاد و گفت : « پروردگارا ، مرا با خوارى به خانواده‌ام برنگردان و شهادت را روزى من قرار بده » . پيامبر ( ص ) فرمود : شتر هم به همين جهت حركت نمىكند ، اى گروه انصار ، ميان شما نيكانى هستند كه اگر خداى را سوگند دهند ، خداوند سوگندشان را مىپذيرد و عمرو بن جموح از آنهاست . آنگاه فرمود : اى هند ، از هنگامى كه برادرت كشته شده است ، فرشتگان بر او سايه افكنده و منتظرند ببينند كجا دفن مىشود . آن حضرت پس از دفن آن سه جنازه به هند فرمود : شوهرت عمرو بن جموح و پسرت خلاد و برادرت عبد الله در بهشت دوستان يك ديگرند . هند گفت : اى رسول خدا ، دعا فرماى و از خدا بخواه شايد مرا هم با ايشان قرار دهد . جابر بن عبد الله مىگويد : در جنگ احد گروهى شراب نوشيدند و شهيد شدند ، پدر من هم از ايشان بود . [ 1 ] و هم او گويد : پدرم اولين كسى بود كه در جنگ احد كشته شد ، او را سفيان بن عبد شمس ، پدر ابى اعور سلمى كشت و پيامبر ( ص ) پيش از هزيمت مسلمانان بر او نماز گزاردند . و ادامه مىدهد : چون پدرم به شهادت رسيد ، عمه‌ام شروع به گريه كرد ، پيامبر ( ص ) فرمودند : چه چيزى او را به گريه انداخته است ، اكنون فرشتگان با بالهاى خود بر پيكر عبد الله سايه افكنده‌اند تا اينكه دفن شود . عبد الله بن عمرو بن خرام [ پدر جابر ] يكى دو روز پيش از جنگ احد مىگفت : دوست خود مبشر بن عبد المنذر را در خواب ديدم كه مىگفت : چند روز ديگر پيش ما خواهى آمد . گفتم : تو كجايى ؟ گفت : در بهشتم و هر كجا كه مىخواهم مىخرامم . گفتم : مگر تو در بدر كشته نشدى ؟ گفت : چرا ، ولى بعد زنده شدم . چون عبد الله اين خواب را براى پيامبر ( ص ) نقل كرد ، فرمود : اى ابا جابر ، تعبير اين خواب شهادت است . در روز احد پيامبر ( ص ) فرمود : عبد الله بن عمرو بن حرام و عمرو بن جموح را در يك گور دفن
هامش
[ 1 ] با فرض صحت روايت ، بايد توجه داشت كه هنوز مسكرات حرام نبوده است . - م .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 192 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)