شما هم وارد شويد و همراه برادرانتان غنيمت برگيريد . برخى ديگر از آنها گفتند : مگر نمىدانيد كه پيامبر ( ص ) به شما فرمود كه « از جاى خود حركت نكنيد و مواظب پشت سر باشيد ، حتى اگر ديديد كه ما كشته شديم باز هم به يارى ما نياييد و اگر هم ديديد غنيمت جمع مىكنيم شما با ما شركت نكنيد و فقط هوادار پشت سر ما باشيد . » ؟ برخى ديگر گفتند : رسول خدا چنين نخواسته است ، خداوند متعال مشركان را خوار فرمود و آنها را هزيمت داد ، شما هم وارد لشكر شويد و همراه برادرانتان غنيمت برگيريد . چون اختلاف كردند عبد الله بن جبير كه فرماندهء ايشان بود و در آن روز با جامهء سپيدى كه پوشيده بود مشخص و نمايان بود ، براى ايشان خطبه خواند ، نخست خداى را ستود و ستايش كرد و آنگاه به فرمان بردارى از خدا و رسول خدا و اينكه مخالفتى با امر پيامبر ( ص ) نشود اشاره كرد ، ولى آنها سرپيچى كردند و رفتند ، چنانچه از همه تيراندازان عدهء كمى ، كه كمتر از ده نفر بودند ، با فرماندهء خود باقى ماندند ، از جملهء ايشان حارث بن انس بن رافع بود كه مىگفت : اى قوم ، فرمان پيامبرتان را ، كه به شما فرمود ، به ياد آوريد و از فرماندهء خود اطاعت كنيد . گويد : نپذيرفتند و به لشكرگاه مشركان رفتند كه غارت كنند و كوه را رها كردند و به غارت مشغول شدند . صفهاى مشركان از هم پاشيده شد و سران ايشان به چارهجويى گرد آمدند ، مسير باد هم تغيير كرد ، از اول روز تا هنگامى كه برگشتند حركت باد از شمال شرقى بود و هنگامى كه مشركان دوباره حمله كردند ، حركت باد از غرب بود ، مسلمانان همچنان به نهب و غارت مشغول بودند .
نسطاس خدمتگزار صفوان بن اميه ، كه بعدها اسلام آورد و مسلمانى پسنديده بود ، گويد : من برده بودم و از زمرهء كسانى كه در لشكرگاه باقى ماندند ، در جنگ احد هيچيك از بردگان بجز وحشى و صؤاب غلام بنى الدار ، جنگ نكردند . ابو سفيان گفت :
اى گروه قريش ، غلامان خود را براى حفظ اموال بگذاريد و آنها مواظبت از بارها را عهدهدار باشند . ما هم بارها را در يك جا جمع كرديم و شتران را پاى بند بستيم و بارها را در چادرها و روپوشها قرار داديم ، دو سپاه به يك ديگر نزديك شدند و ساعتى جنگ كردند و چون ياران ما منهزم شدند و گريختند ، ياران محمد وارد لشكرگاه ما شدند ، ما ميان بارها بوديم ، آنها به ما حمله كردند و من هم از كسانى بودم كه اسير شدم . مسلمانها لشكرگاه را به بدترين صورت غارت كردند ، مردى از ايشان گفت : اموال صفوان بن اميه كجاست ؟ گفتم : او چيزى غير از اندازهء خرج خود برنداشته كه آن هم در همين بار است . او مرا پيش راند تا اينكه از جوال يكصد و پنجاه مثقال بيرون آوردم . ياران ما پشت كرده بودند و ما از آنها نا اميد شده بوديم ، زنها هم گريخته و يا در خيمهها آمادهء
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٦٧