كرد كه در كاسهء سر عاصم شراب بخورد و مىگفت : هر كس سر عاصم را بياورد ، صد شتر جايزه دارد .
پس از او ، كلاب بن طلحة بن ابى طلحه پرچم را گرفت ، كه زبير بن عوّام او را به قتل رساند ، سپس جلاس بن طلحة بن ابى طلحه پرچم را گرفت ، كه او را طلحة بن عبيد الله كشت . بعد از او پرچم را ارطاة بن شرحبيل گرفت و او را هم على ( ع ) كشت .
پس از او پرچم را شريح بن قارظ گرتف ، ولى نمىدانيم چه كسى او را كشته است .
بعد از او صؤاب غلام ايشان پرچم را گرفت ، در مورد كشندهء او اختلاف است ، برخى گفتهاند سعد بن ابى وقاص او را كشته است و برخى گفتهاند على ( ع ) و برخى هم قزمان را كشندهء او مىدانند ، در نظر ما قزمان درستتر است . گويد : قزمان خود را به او رساند و دست راستش را قطع كرد ، او پرچم را به دست چپ گرفت ، قزمان دست چپش را هم قطع كرد ، او پرچم را با دو بازوى خود نگهداشت و پشت خود را خم كرد و بانگ برداشت كه : اى بنى عبد الدار ، آيا خوب تلاش كردم ؟ آنگاه قزمان بر او حمله برد و كشتش .
گويند : خداوند متعال ، پيامبر خود و ياران او را در هيچ موردى مانند احد پيروزى نداد ، ولى مسلمانان عصيان و سركشى كردند و با يك ديگر به ستيزه برخاستند .
پرچمداران همه كشته شدند و مشركان چنان به هزيمت رفتند كه به پشت سر خود نگاه نمىكردند ، زنان آنها كه در آغاز بر خورد دف مىزدند و سخت شادى مىكردند ، بانگ زارى و وا ويل برداشتند . واقدى گويد : گروه زيادى از صحابه كه در جنگ احد حضور داشتهاند روايت مىكنند كه : ما هند و زنان ديگر را ديديم كه روى به هزيمت نهادهاند و ديگر به كسانى هم كه مىگريختند اعتراضى نداشتند . خالد هم بسيار تلاش مىكرد كه از جانب چپ لشكر پيامبر ( ص ) بگذرد و خود را به سفح برساند ، ولى تيراندازان او را عقب مىنشاندند ، اين كار چند مرتبه تكرار شد . ولى در مسلمانان از طرف تيراندازان رخنه افتاد . بدين معنى كه پيامبر ( ص ) به آنها فرمان داده و فرموده بود : شما در جاى خود باقى بمانيد و مواظب پشت سر باشيد و اگر ديديد كه ما به جمع آورى غنيمت مشغول شديم ، شما در آن كار شركت نكنيد ، حتى اگر هم ديديد كه ما كشته مىشويم باز هم به يارى ما نياييد . اما چون مشركان منهزم شدند و مسلمانان به تعقيب ايشان پرداختند و بدان گونه كه مىخواستند سلاح در ايشان نهادند و آنها را از لشكرگاه بيرون رانده و شروع به غارت كردن و غنيمت گرفتن كردند ، بعضى از تيراندازان به بعضى ديگر گفتند : چرا بى جهت و بدون لزوم در اين جا ماندهايد ؟ خداوند متعال دشمن را هزيمت داد و برادران شما مشغول غنيمت گرفتن و غارت لشكرگاه ايشانند ،
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٦٦