نمىدانم كه شما را به خدا نزديك كند ، مگر اينكه شما را به آن فرمان دادم و هيچ عملى را نمىدانم كه شما را به دوزخ نزديك كند مگر اينكه شما را از آن نهى كردم ، همانا جبرئيل به روح من القاء كرده است كه هيچ كس نمىميرد مگر اينكه به آنچه روزى اوست برسد ، هيچ چيز از آن كم و كاسته نمىشود اگر چه دير انجام پذيرد . از خدا كه پروردگار شماست ، بترسيد و در طلب روزى خود به طريق پسنديده اقدام كنيد ، اگر روزى شما به تأخير افتاد شما را وادار نكند كه با معصيت پروردگار در طلب آن برآييد ، به نعمتهايى كه نزد خداست نمىتوان دست يافت مگر به فرمان بردارى از او . خدا براى شما حلال و حرام را بيان فرموده است ، البته بين حلال و حرام امورى محل شبهه است كه گروه زيادى از مردم آن را نمىدانند مگر كسانى كه در پرده عصمت قرار گيرند ، به هر حال كسى كه آن گونه امور را ترك مىكند آبرو و دين خود را حفظ كرده است و هر كس كه در آنها بيفتد ، همچون چوپانى است كه در كنار قرقگاه است و ممكن است در آن منطقهء ممنوعه افتد . براى هر پادشاهى قرقگاهى است و همانا قرقگاه خدا كارهايى است كه آنها را حرام فرموده است . هر مؤمنى نسبت به مؤمنان ديگر ، چون سر نسبت به پيكر است كه چون به درد آيد همهء بدن به خاطر آن به درد مىآيد . و السلام عليكم ! از مطلب بن عبد الله برايم روايت كردند كه گفت : نخستين كسى كه آتش جنگ را ميان دو طرف بر افروخت ، ابو عامر بود ، او كه نامش عبد عمرو بود ، با پنجاه نفر از بندگان قريش پيش آمد و بانگ برداشت كه : اى اوسيان من ابو عامرم ! گفتند : اى فاسق ، بر تو درود و خوشامد مباد ! گفت : پس از من ، به قوم من شر خواهد رسيد ! بندگان اهل مكه همراه او بودند ، ايشان و مسلمانان ساعتى به يك ديگر سنگ پراندند و ابو عامر و اصحاب او پشت كردند . آنگاه طلحة بن ابى طلحه مردم را به جنگ فرا خواند و گويند كه بردگان جنگ نكردند بلكه قريش به آنها فرمان پاسدارى از اردوگاه خود را داده بودند .
گويد : پيش از آنكه دو گروه برخورد كنند ، زنان مشركان جلوى صفهاى ايشان بودند و دايره و طبل مىزدند و سپس به پشت صفها برگشتند . چون مشركان نزديك ما آمدند زنها همچنان در پشت صفها ايستاده بودند و اگر كسى به جنگ پشت مىكرد ، او را به بازگشت تشويق مىكردند و كشتهشدگان بدر را به يادش مىآوردند .
قزمان كه از منافقان بود ، از شركت در جنگ احد خوددارى كرده بود . فرداى آن روز ، زنهاى بنى ظفر او را سرزنش كردند و گفتند اى قزمان مردان همه به جنگ رفتند و تو باقى ماندى ، آيا از اين كردار خود خجالت نمىكشى ؟ همهء قوم تو بيرون رفتند و تو
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٦٢