تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
افتاد ، پيامبر ( ص ) روز يكشنبه پنجم ذى حجه از مدينه بيرون رفت . غيبت آن حضرت پنج روز بود . محمد بن عبد الله از زهرى و اسحاق بن حازم از محمد بن كعب برايم نقل كردند ، چون مشركان از بدر به مكه بازگشتند ، ابو سفيان ماليدن روغن را بر خود حرام كرد تا وقتى كه انتقام خون اصحاب و اقوام خود را كه در بدر كشته شده بودند ، از محمد ( ص ) و اصحاب او بگيرد . بنا به گفتهء زهرى ، وى همراه دويست سوار و به گفتهء ابن كعب همراه چهل سوار از مكه بيرون آمد و پس از اينكه نجديه را پيمودند ، شبانه به قبيلهء بنى نضير آمدند و از حيىّ بن اخطب تقاضا كردند كه آنها را بپذيرد تا اخبار مربوط به پيامبر ( ص ) و اصحاب آن حضرت را از او به دست آوردند ، ولى حيى بن اخطب از گشودن در خوددارى كرد . بنابر اين ، از سلام بن مشكم تقاضا كردند ، او ايشان را پذيرفت و ميزبانى كرد و به ابو سفيان شراب داد و اخبار پيامبر ( ص ) و ياران آن حضرت را در اختيار او گذاشت . سحرگاه ابو سفيان بيرون آمد و خود را به عريض [ 1 ] رساند ، در آنجا مردى از انصار را همراه مزدورش كشت و دو خانه و يك مزرعه را به آتش كشيد . وى سوگند خود را انجام شده پنداشت و با ترس برگشت چون بيم داشت كه مسلمانان به تعقيب او بيايند . همين كه اين خبر به پيامبر ( ص ) رسيد ، اصحاب خود را فرا خوانده و در پى او روان شدند . ابو سفيان و يارانش براى اينكه سبك بار شوند ، كيسه‌هاى سويق [ 2 ] را كه خوراك معمولى آنها بود انداخته و گريختند . مسلمانان آن كيسه‌هاى را جمع كردند و به همين مناسبت اين جنگ را جنگ سويق مىنامند . پيامبر ( ص ) به مدينه بازگشت . زهرى مىگفت ، ابو سفيان اين دو بيت را در اين باره سروده است : شراب به من داد سلام بن مشكم ، آن هم شراب كميت و مدامه ، در حالى كه سخت تشنهء آن بودم ، اين ابو عمرو بخشنده است ، اين ابو عمرو بخشنده است ، و خانهء او پناهگاه هر بخشندهء سپيد چهره است . زهرى به سلام بن مشكم ، كنيهء ابو عمرو داده بود در حالى كه مردم كنيه او را ابو حكم مىدانستند . پيامبر ( ص ) ابو لبابة بن عبد المنذر را جانشين خود در مدينه قرار داده بود . زهرى هم گويد : اين جنگ در ذى حجه و بيست و دومين ماه هجرت بود .
هامش
[ 1 ] عريض : نام نهرى در كنارهء مدينه است ( وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 344 ) . [ 2 ] سويق : عبارت از جو يا گندم پخته يا بو داده‌اى است كه آن را با روغن و عسل آميخته باشند .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 131 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)