تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
بر در خانه‌اى كه چهرهء تو اينچنين زخمى شود و ما نتوانيم غيرتى از خود نشان دهيم ، نمىمانيم ! ايشان شجاعان يهود بودند . ابن ابىّ خود به آنها دستور داده بود متحصن شوند و مىپنداشت كه خودش هم به زودى با آنها در حصار متحصن خواهد شد ، در عين حال با آنها همراهى نكرد و وارد دژ نشد ، آنها هم در حصار خود پناه بردند ولى حتى تيرى هم نينداختند و جنگى هم نكردند و تسليم فرمان رسول خدا شدند ، كه اموال آنها هم از رسول خدا باشد ، چون از حصار فرو آمدند و مسلمانان حصارهاى ايشان را گشودند ، محمد بن مسلمه مأمور تبعيد و تصرف اموال ايشان شد . پيامبر ( ص ) از اسلحهء آنها سه كمان انتخاب فرمود : يكى بنام كتوم ، كه در جنگ احد شكست ، ديگرى بنام روحاء و سه ديگر بنام بيضاء ، دو زره هم از ميان آنها بر گرفت كه يكى صغديّه و ديگرى فضّه ناميده مىشد و سه شمشير ، كه يكى قلعىّ [ 1 ] و ديگرى بتّار ناميده مىشدند و شمشيرى ديگر و نيز سه نيزه هم انتخاب فرمود . گويد : در دژهاى ايشان سلاح فراوانى يافتند و وسايل زرگرى ، چون آنها زرگر بودند . محمد بن مسلمه گويد : پيامبر ( ص ) زرهى از زره‌هاى ايشان را به من بخشيد و به سعد بن معاذ هم زرهى لطف فرمود كه به آن سحل مىگفتند . آنها زمين و مزرعه نداشتند . پيامبر ( ص ) خمس غنايمى را كه از ايشان گرفته بودند جدا كرد و آنچه كه باقى ماند ، ميان اصحاب خود تقسيم فرمود و به عبادة بن صامت دستور فرمود كه ايشان را تبعيد كند . بنى قينقاع به عباده مىگفتند : از ميان همهء قبيلهء اوس و خزرج با ما كه همپيمان تو هستيم چنين مىكنى ؟ ما دوستان توايم . عباده گفت : وقتى شما به رسول خدا اعلان جنگ داديد ، من حضور پيامبر ( ص ) رسيدم و گفتم : اى رسول خدا ، من از ايشان و همپيمانى با ايشان بيزارم . ابن ابىّ و عباده از لحاظ همپيمانى با آنها يكسان بودند ، اين بود كه عبد الله بن ابىّ به عباده گفت : تو از پيمان دوستان خود بيزارى جستى ؟ اين چه حالتى است كه از تو دربارهء ايشان سر مىزند ؟ و مواردى را كه بنى قينقاع متحمل زحمت شده بودند ، يادآورى كرد . عباده گفت : اى ابو حباب ، مىدانى كه دلها دگرگون شده است و اسلام پيمانها را از بين برده است ، و به خدا قسم ، تو به كارى دست زده‌اى كه بدبختى آن را فردا خواهى ديد . بنى قينقاع گفتند : اى محمد ، ما
هامش
[ 1 ] منسوب به قلعه كه نام جايى در باديه است . ( صحاح ، ص 1271 ) .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 129 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)