تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
اين اشعار را عبد الله بن ابى عبيده از قول محمد بن عمار بن ياسر برايم نقل كرد . چون مكيّان به اين صدا گوش دادند و كسى را نديدند به جستجوى صاحب صدا بر آمدند ، اما او را نيافتند . اين بود كه ترسان خود را به حجر اسماعيل رساندند . در آنجا گروهى از پيرمردان افسانه گو و داستان سرا را ديدند و اين خبر را به آنها دادند . پيرمردان گفتند : اگر آنچه مىگوييد راست باشد ، محمد و ياران او حنفيان ناميده مىشوند - و آنها تا آن وقت اين نام را نمىدانستند . جوانى در ذى طوى نبود كه نترسيده باشد . دو يا سه شب نگذشت كه حيسمان بن حابس خزاعى خبر بدر و كسانى را كه كشته شده بودند آورد . حيسمان خبر مرگ عتبه و شيبه ، دو پسر حجّاج ، ابو البخترى و زمعة بن اسود را آورده بود . گويد : صفوان پسر اميّه در حجر اسماعيل نشسته بود و مىگفت : اين حيسمان نمىفهمد چه مىگويد ! دربارهء من از او بپرسيد : گفتند : آيا از صفوان بن اميه خبرى دارى ؟ گفت : آرى او در حجر اسماعيل است ولى پدر و برادرش را جزء كشته‌شدگان ديدم . و اضافه كرد : سهيل بن عمرو و نضر بن حارث را ديدم كه اسير شدند . گفتند : آنها را چگونه ديدى ؟ گفت : در حالى كه با ريسمان بسته شده بودند . گويند : چون خبر كشته شدن قريش و فتحى كه خدا به رسول خود عطا فرموده بود به نجاشى رسيد ، دو جامهء سپيد پوشيد و بيرون آمد و بر روى خاك نشست . آنگاه جعفر بن ابى طالب و ياران او را احضار كرد و گفت : كداميك از شما منطقهء بدر را مىشناسد ؟ به او خبر دادند . نجاشى گفت : من خود آنجا را مىشناسم و مدتى در اطراف آن گوسپندچرانى مىكردم ، با دريا نصف روز راه است ، ولى مىخواستم با گفتهء شما مطمئن تر شوم . خداوند رسول خود را در بدر يارى فرمود ، و من خدا را بر اين نعمت ستايش مىكنم . بطريقان او گفتند : خداوند كارهاى پادشاه را رو به راه فرمايد ! اين كارى است كه تا كنون انجام نمىدادى ، كه دو جامهء سپيد بپوشى و بر خاك بنشينى ! گفت : من از گروهى هستم كه چون خداوند بر ايشان نعمتى را عنايت فرمايد بر تواضع و فروتنى خود مىافزايند . و گفته شده است كه نجاشى گفت : عيسى بن مريم ( ع ) هر گاه نعمتى برايش افزوده مىشد ، بر تواضع خود مىافزود . چون قريش به مكه بازگشتند ، ابو سفيان ميان ايشان بر پا خاست و گفت : بر كشته‌شدگان خود نگرييد و بر ايشان نوحه سرايى مكنيد ، و هيچ شاعرى بر آنها مرثيه نسرايد ، تظاهر به بردبارى و تحمل كنيد ، زيرا نوحه سرايى و گريستن بر آنها موجب از ميان رفتن خشم شما مىشود ، و اين مسئله شما را از دشمنى با محمد و اصحاب او باز