تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
پيامبر ( ص ) شمشير ابو جهل را به معاذ اختصاص داد . از نافع بن جبير بن مطعم نقل شده است كه مىگفت : فرزندان مغيره در اين شك و ترديدى ندارند كه شمشير ابو جهل به معاذ بن عمرو بن جموح رسيده ، و او در جنگ بدر ابو جهل را كشته است . يونس بن يوسف از قول كسى كه برايش روايت كرده است ، نقل مىكند كه معاذ بن عمرو بن جموح گفته است : پيامبر ( ص ) فرمان دادند كه ابزار جنگ ابو جهل از آن معاذ باشد . گويد : من شمشير و زره او را گرفتم و بعدا شمشير را فروختم . من ( واقدى ) درباره قتل ابو جهل و چگونگى گرفتن ابزار جنگ او روايات ديگرى هم شنيده‌ام . عبد الرحمن بن عوف مىگويد : پيامبر ( ص ) شب بدر ما را آماده فرمود و صفها را رو به راه كرد ، چنان كه ما صبح كرديم ، در حالى كه در صفهاى خود بوديم . در اين موقع دو نوجوان را ديدم كه به واسطهء كم سن و سالى حمايل شمشيرهايشان به گردنشان آويخته بود . يكى از آنها روى به من كرد و پرسيد : عمو جان ! كداميك از آنها ابو جهل است ؟ گفتم : اى برادرزاده ! مىخواهى چه كارش كنى ؟ گفت : به من خبر رسيده است كه او به پيامبر ( ص ) دشنام مىدهد ، سوگند خورده‌ام كه اگر او را ببينم يا كشته شوم يا او را بكشم . من با اشاره ابو جهل را به او نشان دادم . ديگرى هم روى به من كرد و همان را گفت ، به او هم ابو جهل را نشان دادم . بعد پرسيدم ، شما كيستيد ؟ گفتند : فرزندان حارث . عبد الرحمن گويد : آنها از ابو جهل كناره نمىگرفتند ، و چون جنگ در گرفت به سوى او رفتند و دو نفرى او را كشتند و او هم هر دو را كشت . محمد بن عوف از نوادگان معوّذ بن عفراء برايم نقل كرد كه : در جنگ بدر همين كه عبد الرحمن بن عوف به چپ و راست خود نگاه كرد و آن دو نوجوان را ديد . با خود گفت ، اى كاش افراد تنومندى به جاى اين دو كنار من بودند . عبد الرحمن مىگويد : چيزى نگذشت كه عوف به من روى كرد و پرسيد : ابو جهل كداميك از آنهاست ؟ گفتم : آنكه مىبينى ! و او مانند جانور درنده‌اى به سوى ابو جهل خيز برداشت . برادرش هم به او پيوست ، و من آن دو را مىديدم كه شمشير مىزدند . بعد هم پيامبر ( ص ) را ديدم كه از ميان كشتگان مىگذشت و آن دو نوجوان هم كنار ابو جهل افتاده بودند . محمد بن رفاعة بن ثعلبة بن ابى مالك مىگفت : پدرم آنچه را كه مردم دربارهء كم سن و سالى پسران عفراء گفته‌اند قبول نداشت و مىگفت : در روز بدر يكى از آن دو كه كوچكتر بود 35 سال داشت ، پس چطور ممكن است كه شمشيرش را بر گردنش آويزان كرده باشد ؟ ولى همان قول اول كه آنها نوجوان بودند درست تر است .