نسبت به مسلمانانى كه به مكه برگردانده شده بودند سختى و گرفتارى شديدتر شد ، چنان كه آنها را مىزدند و آزار مىدادند و مجبور به ترك اسلام مىكردند . ابن ابى سرح از مدينه بازگشت و به قريش گفت : اين قرآن را ، ابن قمّطه كه بردهاى نصرانى است ، به محمد مىآموزد . من برايش مىنوشتم و هر چه را مىخواستم دگرگون مىساختم . در اين مورد خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود : لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ 16 : 103 - و مىدانيم كه ايشان مىگويند كه محمد را مىآموزد انسانى ، زبان آن كس كه به وى نسبت مىدهند زبانى عجمى است و اين قرآن زبانى است عربى روشن ( آيهء 103 ، سورهء 16 ، نحل ) [ 1 ] و آيهء بعد از اين هم در همين مورد است . دربارهء اشخاصى كه آنها را ابو سفيان و ياران او برگردانده و شكنجه ديده بودند اين آيه إِلّا من أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ 16 : 106 - مگر آن كسى مجبور شود به كفر و دلش آراميده بود به ايمان ( قسمتى از آيهء 106 ، سورهء 16 ) ، و سه آيهء بعد آن نازل شد . از كسانى كه دلش سراپا آكنده از كفر بود ، ابن ابى سرح بود . خداوند متعال دربارهء كسانى كه از دست ابو سفيان گريخته و به حضور پيامبر ( ص ) آمده بودند و بر عذاب و شكنجه شكيبايى كرده بودند ، اين آيه را نازل فرمود : ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هاجَرُوا من بَعْدِ ما فُتِنُوا ثُمَّ جاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ من بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ 16 : 110 - پس ، به درستى كه پروردگار توست از براى آنان كه هجرت كردند ، پس از آنكه شكنجه شدند ، و سپس جهاد و شكيبايى كردند ، همانا پروردگار تو پس از آن آمرزنده و مهربان است ( آيهء 110 ، سورهء 16 ، نحل ) .
عمر بن حكم گويد : نوفل بن خويلد بن عدويّه در روز بدر بانگ برداشت كه : اى گروه قريش ، شما سراقه و قوم او را شناختيد و دانستيد كه در همهء موارد شما را خوار و زبون مىسازند . اكنون هم در فرو كوبيدن اين قوم پافشارى كنيد و اين را هم مىدانم كه پسران ربيعه در جنگ و مبارزهء خود شتاب كردند .
معاذ بن رفاعة بن رافع از پدر خود روايت مىكند كه مىگفت : در روز بدر از ابليس بانگى همچون بانگ گاو مىشنيديم كه فرياد بدبختى و درماندگى برداشته بود ، و به صورت سراقة بن جعشم درآمده بود ، و سرانجام گريخت و در دريا فرو رفت ، و دستهاى خود را به آسمان بلند كرد و گفت : خدايا ، وعدهاى را كه به من دادى برآورده
هامش
[ 1 ] براى اطلاع بيشتر در مورد تفسير اين آيه مراجعه فرماييد به تفسير مجمع البيان ، چاپ صيدا ج 6 ، ص 386 و تفسير گازر ، ج 5 ، ص 200 ، كه در آن آمده است : كفار پنداشتهاند سلمان فارسى پيامبر ( ص ) را مىآموخته است . - م .