وليد گفت برخيز و او براى جنگ برخاست . على ( ع ) كه از همه كوچكتر بود به مقابلهء وليد شتافت و او را كشت . آنگاه عتبه پيش آمد و حمزه به مقابلهاش برخاست و به يك دگر ضربتى زدند و حمزه او را كشت . پس از آن ، شيبه پيش آمد كه عبيدة بن حارث پيش او شتافت ، عبيده مسنترين اصحاب رسول خدا در آن هنگام بود ، شيبه با كنارهء شمشير خود ضربتى به پاى عبيده زد كه عضله پاى او را جدا كرد ، حمزه و على ( ع ) به شيبه هجوم بردند و او را كشتند و عبيده را با خود به كنارهء صف آوردند در حالى كه مغز قلم پايش بيرون ريخته بود . عبيده گفت : اى رسول خدا ، آيا من شهيدم ( ثواب شهيد را دارم ) ؟ فرمود : آرى . عبيده گفت : آرى ، به خدا ، اگر ابو طالب زنده بود مىدانست كه من نسبت به شعرى كه سروده است شايسته ترم :
سوگند به خانهء خدا دروغ مىگوييد ، ما محمد را رها نمىكنيم تا آنكه براى او نيزه بزنيم و تير بيندازيم .
او را تسليم نمىكنيم تا آنكه برگرد او كشته شويم و در راه او از فرزندان و همسران خود خواهيم گذشت .
و اين آيه نازل شد : هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا في رَبِّهِمْ 22 : 19 - اين دو گروه خصم ، با يك ديگر در اثبات ذات و صفات پروردگارشان به نزاع برخاستهاند ( قسمتى از آيهء 19 ، سورهء 22 ) [ 1 ] .
حمزه چهار سال و عباس سه سال از پيامبر ( ص ) بزرگتر بودند .
گويند : چون عتبة بن ربيعه هماورد خواست ، پسرش ابو حذيفه براى مبارزه ، آهنگ ، او كرد . پيامبر ( ص ) به او فرمود : بنشين ! در عين حال ، هنگامى كه آن اشخاص به جنگ عتبه رفتند ، ابو حذيفه هم به پدر خود ضربتى زد .
ابن ابى الزناد از پدرش برايم نقل كرد كه : شيبه از عتبه سه سال بزرگتر بود .
از عبد الله بن ثعلبة بن صعير برايم نقل كردند كه مىگفت : روز بدر ابو جهل هم از خدا طلب پيروزى مىكرد و مىگفت : خدايا ، هر يك از ما را كه پيوند خويشاوندى را بيشتر بريده و براى ما چيزهاى غير معلوم آورده است ، همين بامداد نابود كن . در اين مورد خداوند تبارك و تعالى اين آيه را نازل فرمود : إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ 8 : 19
هامش
[ ( ) ] كه براى هميشه در مكه مظلومان راى يارى كنند و از آنها رفع ستم كنند و دست ستمگران راى كوتاه و از هر گونه كار منكرى نهى كنند . اين پيمان به نام فضول ناميده شده است به واسطهء خوبيهاى آن . ابن ابى الحديد مىگويد :
اين تفسير هم از گفتار عتبه درست نيست ، زيرا بنى عبد شمس ( قبيلهء عتبه ) در آن پيمان شركت نداشتند .
بنابر اين تعبير واقدى صحيحتر است .
[ 1 ] براى اطلاع بيشتر مراجعه فرماييد به : تفسير گازر ، چاپ استاد فقيد مرحوم محدث ارموى . ج 6 ، ص 188 .