تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
هان اى معاويه پسر حرب ! دلخوش مباش و سرزنش مكن كه بازمانده خليفگان راستين ميان ما هستند .
« و كنّا قبل مقتله بخير * نرى مولى رسول اللّه فينا »
ما پيش از كشته شدن او در خير و نيكى بوديم كه بهترين دوست و وابسته پيامبر خدا را ميان خود مىديديم . « 1 » ( 1 ) 105 - حسين از عبد اللّه ما را حديث كرد كه گفته است ، سليمان بن ابى شيخ مرا گفت كه محمد بن حكم اين ابيات را كه ابو زبيد طايى در سوگ على عليه السّلام سروده است براى من خواند .
« حمت ليدخل جنّات ابو حسن * و اوقدت بعده للقاتل النار »
« ما ذا اراد بخير الناس كلّهم * دينا و اهداهم للحق ان حاروا »
« يقول ما قال عن قول النبى * فما يخالف الجهر منه فيه اسرار »
« تزوره ام كلثوم و نسوتها * لا كالمزور و لا كالزور زوار »
« يبكين اروع ميمونا نقيبته * يحمى الذمار اذا ما معشر جاروا »
« گاه آن فرا رسيد كه ابو الحسن عليه السّلام به بهشت در آيد و پس از او براى قاتل او آتش برافروخته شد » .
هامش
( 1 ) اين ابيات را ابن عبد البر در كتاب الاستيعاب كه در حاشيه كتاب اصابة ابن حجر عسقلانى ص 66 ج 3 چاپ مصر چاپ شده با اختلاف لفظى كه صحيح‌تر است با فزونىهايى كه در جمع 14 بيت است آورده است و نخست آن را به ابو الاسود دولى نسبت داده و سپس گفته است بيشتر راويان اين اشعار را از ام هيثم دختر عريان كه از قبيله نخع بوده است نسبت داده‌اند . فزون بر آن چه كه محقق گرامى نوشته‌اند ، به اطلاع خوانندگان ارجمند مىرسانم كه اين قصيده در 30 بيت در ص 299 ج 42 بحار الانوار آمده و آن را از ام كلثوم يا ام هيثم يا ابو الاسود دانسته‌اند - م .