تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣

آيت كردگار كه هنگام شهادت امير مؤمنان على عليه السّلام در آفاق آشكار شد

( 1 ) 107 - حسين از عبد اللّه ما را حديث كرد كه گفته است قاسم بن خليفه خزاعى براى من ، از ابو يحيى تيمى ، از عمر بن عبد اللّه از زهرى روايت كرد كه گفته است ، عبد الملك بن مروان مرا فراخواند و گفت نشانهء كشته شدن على عليه السّلام در بامداد روزى كه كشته شد چه بود ؟ گفتم نشانه كشته شدنش در آن بامداد اين بود كه در منطقه جابيه « 1 » هيچ سنگى از جاى برداشته نشد مگر اينكه زير آن خون تازه بود ! عبد الملك به من گفت آرى درست گفتى و هيچ‌كس جز من و تو نمانده است كه اين موضوع را بداند . « 2 »
هامش
آورده و گفته است محمد بن ربيعه كلابى از طلق از گفته مادر بزرگش ما را خبر داد كه مىگفته است من و ام كلثوم دختر على عليه السّلام بر او مويه‌گرى مىكرديم . بلاذرى هم در پايان شرح حال على عليه السّلام در حديث شماره 541 ص 498 ج 2 كتاب انساب الاشراف آورده است . مرثيه‌هايى كه براى على عليه السّلام سروده شده بسيار است گروهى از صحابه حضرت ختمى مرتبت او را مرثيه گفته‌اند ، به ص 228 ج 11 اغانى و ص 65 ج 3 الاصابة و ص 169 ج 1 الكامل مبرد و ص 111 ج 18 اغانى و ص 350 ج 5 خزانة الادب و ص 326 ج 1 الغدير هم ملاحظه شود . ( 1 ) . معنى آن در لغت گودال و استخرى است كه براى شتران در آن آب اندوخته مىكرده‌اند و نام دهكده‌يى از اعمال دمشق است و در ناحيه جولان قرار دارد براى آگهى بيشتر به ص 33 ج 3 معجم البلدان ياقوت حموى چاپ 1906 ميلادى مصر مراجعه فرماييد - م . ( 2 ) . اين حديث را منابع بسيارى است ، ابو نعيم اصفهانى آن را در دلائل النبوه آورده و از نشانه‌هاى نبوت دانسته است ، بيهقى هم آن را در كتاب دلائل النبوه خود آورده است ، حاكم
مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 133 | محمود مهدوى دامغانى / ابن أبي الدنيا