تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
( 1 ) 104 - حسين از عبد اللّه ما را حديث كرد كه گفته است عبد الرحمن بن صالح ، از ابراهيم بن هراسة از محمد بن سلمه نصيبى مرا حديث كرد كه مىگفته است به هنگام رحلت على بن ابى طالب عليه السّلام ام العريان اين ابيات را در سوگ او سرود .
« الا عيننى فاحتفلا سنينا * و بكّينا امير المؤمنينا »
اى ديدگان من ! سالها گرد هم نشينيد و براى ما بر امير مؤمنان گريه كنيد .
« الا يا خير من ركب المطايا * و ذللها و من ركب السفينا »
دريغا بر بهترين سوار كار و رام‌كننده اسبهاى بارگى و برترين كسانى كه بر كشتى سوار شده‌اند .
يقيم الحدّ لا يرتاب فيه * و يقضى بالفرائض مستبينا »
او كه بدون آنكه ترديد به خود راه دهد اجراى حد را برپا مىداشت و احكام دشوار ميراث را به روشنى صادر مىكرد .
« كانّ الناس مذ فقدوا عليا * نعام جال فى بلد سنينا »
« گويى مردم از آنگاه كه على را از دست داده‌اند ، چونان شتر مرغان سرگشته در سرزمين قحطى زده‌اند . »
« فلا تشمت معاوية بن حرب * فانّ بقية الخلفاء فينا »
هامش
زندگى تو كليد همه نيكىها بود و اگر مردم ترا پذيرا مىشدند از هر سو بهره‌مند مىشدند ، ولى آنان نعمت را خوار شمردند و اين جهان را بر سراى ديگر برگزيدند .