و پردهها و پوششها ، عاريت است و ما را در برابر مرگها و سرنوشتها چاره نيست ، و ستمگران به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه بازمىگردند . « 1 »
( 1 ) 102 - حسين از عبد اللّه ، از ابراهيم بن بشّار ، از نعيم بن مورع ، از هشام بن حسان ما را حديث كرد كه مىگفته است پيش حسن بصرى بوديم ، مردى آمد و از او پرسيد مردم مىپندارند كه تو على عليه السّلام را دشمن مىدارى ؟ حسن گفت خداى على را رحمت فرمايد كه تيرى استوار از خداى عز و جل بر دشمنان خدا بود ، در پايگاه دانش از همه برتر و به پيامبر از همگان نزديكتر و رهبان اين امت بود ، نسبت به اموال خدا خيانت پيشه و در اجراى فرمان پروردگار سست و خوابآلوده نبود ، فرمانهاى استوار قرآن را نيكو انجام داد چه به سود او بود و چه به زيانش ، و بدين سان به بوستانهاى شادىافزا و نشانههاى روشن دست يازيد ، اى فرومايه ! على اين چنين بود . « 2 »
( 2 ) 103 - حسين از عبد اللّه ، ما را حديث كرد كه مىگفته است ، ابو على احمد بن حسن ضرير از هشام بن محمد ، از وليد بن وهب حارثى ، از بريد بن
هامش
( 1 ) . آيه آخر سورهء بيست و ششم - الشعراء - م .
( 2 ) . اين موضوع را ابن عساكر با سندى ديگر از همين ابراهيم بن بشار ، ضمن شرح حال على عليه السّلام از تاريخ دمشق ص 253 ج 3 چاپ دوم به شماره 1270 آورده است :
فزون بر آنچه محقق گرامى مرقوم فرمودهاند به اطلاع خوانندگان گرامى مىرسانم كه به نقل ابن ابى الحديد ضمن شرح خطبه 56 نهج البلاغه ، ابن عبد البر در استيعاب اين گفتار حسن بصرى را با فزونىها و تفاوتهاى اندك لفظى آورده است به ص 95 ج 4 شرح نهج البلاغه چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم مصر مراجعه فرماييد - م .