سياه از گفته ابو راشد مرا خبر داد كه مىگفته است كنار خانهء على عليه السّلام به كوفه رفتم و صدا زدم اى امير مؤمنان ! اى امير مؤمنان ، پاسخ داد گوش به فرمانم گوش به فرمانم . « 1 »
( 1 ) 101 - حسين از عبد اللّه ، ما را حديث كرد كه مىگفته است ، ابو زيد نميرى مىگفت ابو غسان محمد بن يحيى بن على كنانى از گفته عبد العزيز بن عمران زهرى مرا حديث كرد كه محمد بن على عليه السّلام « 2 » به يزيد بن معاويه كه از على عليه السّلام سخن به ميان آورد چنين گفت :
اى يزيد پسر معاويه پسر صخر ! همانا على تيرى از كمان خداى عزّ و جلّ بر دشمنان خدا بود كه گريبان و گلوى آنان را گرفته و فشرده و خوراك ايشان را تهوعآور كرده بود و آنان را از هر خوراك ناروايى بازداشته بود و به سختى معيشت انداخته بود آن چنان كه زندگى در نظر بزرگان آنان فرومايهتر از كنيزك زرخريد شد ، ناچار تهمتهاى ناروا و دروغهاى ياوه بر او بستند ، و ما اينك ميان فرمان او و در ديدگاه كارهاى او هستيم ، و بر جايگاه به كار بستن دستورهاى اوييم به همراهى برگزيدگان انصار و ياران ديگر و اين از بيم آن است كه دولتى - سپاهى - از شما براى ما حمله آورند كه در آن حال استخوانهاى شما را درهم مىشكنيم و كار شما را از بن ويران مىكنيم ، كشتارگاه آشكار
هامش
( 1 ) . ابن سعد اين حديث را با فزونىهايى ضمن شرح حال ابو راشد در ص 239 ج 3 طبقات چاپ بيروت آورده است .
( 2 ) . منظور جناب محمد بن حنفيه سومين پسر حضرت امير المؤمنين است - م .