در آن مورد رخصت رهايى از من را نخواهد يافت . اين دستورها را از فرماندهان خود فراگيريد و تن به آن دهيد تا خداوند كارتان را براى شما به صلاح آورد ، و السلام . » « 1 »
( 1 )
خطبهء امير المؤمنين عليه السلام ، همينكه به او خبر رسيد كه روى گردانندگان از حق از بيعت با او خوددارى كردهاند ، و دعوت از آنان و گفتگوى با ايشان و عتاب با آنان در حضور مهاجران و انصار و ديگر مردم
و گفتهاند كه چون خوددارى عبد الله بن عمر و سعد بن ابى وقاص و محمد بن مسلمه از بيعت به آگاهى على ( ع ) رسيد ، ميان مردم براى سخنرانى برخاست . نخست سپاس و ستايش پروردگار و درود بر پيامبر را به جا آورد كه درود و سلام خدا بر آن حضرت و خاندانش باد و سپس چنين فرمود :
( 2 ) اى مردم ، شما با من بر همان شروط كه با كسان پيش از من بيعت شده بود بيعت كرديد .
اختيار براى مردم تا پيش از بيعت محفوظ است و همينكه بيعت كردند ، ديگر آنان را اختيارى نيست . همانا بر عهدهء امام استقامت است و بر عهدهء رعيت تسليم بودن . اين بيعت - كه با من انجام شده است - بيعتى همگانى است . هر كس آن را رد كند از دين مسلمانان روى گردان شده است و راهى به جز راه ايشان را پيروى كرده است .
( 3 ) همانا كه بيعت شما با من بيعت ناگهانى و همراه با لغزش نبوده است و در آن هيچ گونه شك و شبههاى وجود ندارد . كار من و شما يكسان نيست كه من شما را براى خدا مىخواهم و شما مرا براى خود مىخواهيد . و به خدا سوگند كه دشمن را نصيحت مىكنم و اندرز مىگويم و داد ستمديده را مىگيرم ، و از ابن عمر و سعد بن ابى وقاص و محمد بن مسلمه كارهايى به آگهى من رسيده است كه آن را خوش نمىدارم و در آن باره ميان من و ايشان حق حكم خواهد بود . « 2 »
( 4 ) آنگاه على ( ع ) از منبر فرود آمد و به آن سه تن پيام فرستاد و آمدند و مردم هم جمع
هامش
( 1 ) اين نامه با برخى از اختلافات لفظى به شماره 50 در بخش نامههاى نهج البلاغه آمده است . به صفحه 323 نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد محترم دكتر سيد جعفر شهيدى مراجعه فرماييد .
( 2 ) بخشهايى از اين خطبه ضمن خطبه شماره 136 نهج البلاغه آمده است و به خطبههاى شماره 55 و 137 در نهج السعادة به قلم مصحح محترم مراجعه فرماييد .