( 1 ) مىبينيد اين احوالى كه دربارهء جنگهاى على عليه السلام مىگويند در جنگهاى پيامبر ( ص ) هم اتفاق مىافتاده است و اگر خطاى در انديشه و سرگردانى نيست چرا آن را بهانهء كاستن مقام او قرار مىدهيد ؟ در حالى كه به پيامبر ( ص ) وحى نازل مىشده است و خداوند او را با فرشتگان يارى مىداده است و با وجود اين به هنگام سختى چشمهاى گروهى از ايشان تيره و تار و دلهايشان تنگ مىشد و نسبت به خدا گمانها مىبردند .
( 2 ) اينك اگر راست مىگوييد و حال آنكه چنين نيست و شما را در سخنان خود متعمد مىپندارم ، يكى از انديشههاى نادرست و يكى از غلطهاى او را براى ما بگوييد كه با دشمنى و ستيز به آن بهانه مقام او را تضعيف مىكنيد . شما كه خود مىدانيد على ( ع ) با چه مقاومتى سختيهاى جنگهايش را تحمل كرده و بر دوش كشيده است و خود مىدانيد چه اندوهها كه بر او نرسيده است . پيمانشكنان و ستمگران همه براى جنگ با او دست به دست دادند ، و على خود به تنهايى عهدهدار تحمل سوز گرماى جنگ و به سر و سامان رساندن آن بود و بدون آنكه يار و ياورى داشته باشد ، آن چنان كه افراد پيش از او داشتهاند . لشكرها و سپاهها را فراهم مىآورد و فرماندهى مىكرد و گروهها را گسيل مىكرد و لشكرها را آرايش جنگى مىداد . اميران را خود به امارت مىگماشت . در همان حال خطبههايى در تحريض و گاه در سرزنش ايراد مىفرمود و راه و روش درست را توضيح مىداد و با كسانى كه با او بگو و مگو داشتند به تن خويش گفتگو و بحث مىكرد . چه بسيار شبههها را كه روشن ساخت و چه بسيار گمراهيها را كه از ميان برد و چه اندوهها را كه بر طرف كرد و چه گمراهانى را هدايت و به راستى ايشان را زنده كرد .
( 3 ) آيا كسى ياراى انجام اين امور را دارد ، غير از كسى كه نور يقين را روشن ساخته باشد و دانسته باشد كه براى او در پيشگاه خداوند چه منزلتى است و بداند با آنچه انجام مىدهد به خشنودى خدا مىرسد و از خشم كردگار فاصله مىگيرد .
( 4 ) بنابراين فضيلت على ( ع ) در جهاد به روزگار پيامبر ( ص ) بر همهء كسانى كه در محضر پيامبر بودهاند ، از جمله بر كسانى كه آنان را در حكومت بر او مقدم داشتهايد ، بر طبق دلائل قرآنى روشن مىشود . پيشگامى و فضيلت او در اسلام هم با تحمل گرفتاريهاى بسيار سخت و گرفتاريهاى جنگها و تحمل سختيها و ناخوشايندهايى كه موجب سپيد شدن موهاى زلفها مىگردد ، ثابت مىشود . علم و خرد او در جنگ با كافران و افرادى كه حرام را حلال مىشمردند در پيشامدهايى كه فقهاى شما در آن فرومىماندند ، و شكيبايى در جنگ با اعتماد به يقين خود ، او را از ديگر مردم مشخص مىسازد . وانگهى عفو و گذشت او
المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٩٤