مجيد و شريعت و سنت متمسك مىشوند . دنيا براى ايشان زندان شده است و سرانجام زندانى آسايش و رهايى از آن است . آنگاه از دنيا با حالى پسنديده كه مورد رشك ديگراناند ، بيرون مىروند . چه اشتياقى براى توصيف آنان و چه شوقى براى ديدارشان و چه آرزويى است كه كاش همراه و در زمرهء ايشان توان بود . در پيشگاه خداوند نيرومند چيزى از آنان گرامىتر نيست .
( 1 ) اينكه به دنبالهء سخنان كميل بر مىگرديم كه مىگفته است : به خدا سوگند كه امير المؤمنين سرخيل دارندگان همهء اين صفات پسنديده بود . به همين سبب هر سختى در راه خدا براى او نرم و آسان مىنمود ، و هنگام هر وحشت و تنهايى با اعتمادى كه به پروردگار داشت با آن انس مىگرفت و خداوند با پاس همين حال ، حجت و برهان خود را به وسيلهء او نگهدارى فرمود و او آنها را در دلهاى پيروان و دوستان خود كاشت ، و به منت خداى كه بر او نهاده بود روح يقين را در جان خود مىداشت .
( 2 )
تقسيم مخالفان على عليه السلام به سه گروه زيان كار نابوده شده
كسانى كه با على عليه السلام مخالفت ورزيدهاند سه گروه هستند كه صفات ايشان بدين گونه است : ( 3 ) گروهى فرمانبردار شهوت و خواستهء دل خويش بودند . اينان كسانى هستند كه با او بيعت كردند و چون آرزومند رسيدن به هدفهاى اين جهانى بودند و على چنان نفرمود ، پيمان بيعت او را شكستند و به جستجوى دنيا و بر هم زدن وحدت كلمه بر آمدند .
( 4 ) گروهى ديگر فرمانبردار اهل حق بودند ولى هيچ گونه بينشى نداشتند . اينان كسانى هستند كه با نخستين شك و شبهه كه بر دل و انديشهشان خطور كرد از بيعت با على ( ع ) خوددارى كردند ، با آنكه به ظاهر با اهل حق بودند ولى حق را يارى ندادند و البته مرتكب خطا و ستيز هم نشدند و به اصطلاح متوقف بودند و با نخستين شبهه نادرست خود را كنار كشيده بودند . « 1 »
( 5 ) گروهى ديگر آزمندان شيفته به گردآورى و اندوختن اموال بودند و پيروان ايشان كه چون چهارپايان چرنده از هر بانگى پيروى مىكردند ، هرگز از نور دانش پرتو نگرفتهاند و به هيچ ركن استوارى پناه نبردهاند .
هامش
( 1 ) اين تعليل در مورد تخلف از بيعت درست نيست . مگر آنان نشنيده بودند كه پيامبر فرموده است حق با على و على همواره همراه با حق است ؟ به پاورقى مصحح محترم ، ص 87 متن مراجعه فرماييد .