آزمون صبر و آفات و فتنههاى اين جهان رستگار و بر كنار داشته است . بيابانهاى شك و ترديد را با يقين در نور ديدهاند ( 1 ) و تاريكيهاى اشتباه را با پرتو بينش پشت سر نهادهاند و در كار بستن و انجام فرائض از دانش يارى جستهاند و با شناخت به تباهى كردار استدلال كردهاند . از وحشت غفلت خود را كنار كشيدهاند و با پرهيز از نادانى جامه علم بر تن پوشيدهاند . از سويى با بيم از وعيد از گول خوردن و فريفته شدن در امان ماندهاند و از سوى ديگر با كوشش در انجام كردارهاى پسنديده براى رسيدن به پاداش كوشا بودهاند . خود را از آزمندى و در آغوش كشيدن هواى نفس تهى ساختهاند و با روح يقين شك را از خود زدودهاند . در تاريكيهاى اين جهان از پرتو رستخيز روشنايى خواستهاند . با پيروى كردن از سنتهاى پسنديده دلايل بدعتگزاران را در هم كوبيدهاند ، و پيش از آنكه امكان را از دست دهند از كار ناپسند بر يك سو رفتهاند و براى عفو در مقابل بدى به نيكى كردن پيشى گرفتهاند ، و براى جلب فزونى نعمت ، همه نعمتها را سپاسگزارند ، و در همه حالات و انديشهها سپاسگزارى را برابر ديدگان خود داشتهاند . ( 2 ) كار خالصانه كردهاند و كردار خود را براى روز جزا اندوختهاند و آن را با بهاى كمارزش و آزمندى دروغين اين جهانى عوض نكردهاند . آرى كه آنان با اين ابزارها به دژهاى ايمان پناه بردهاند و از دامهاى شيطان و انسانهاى سركش به دژ استوار يكتاپرستى پناهنده شدهاند ، و با اخلاص در كردار از بدانديشيهاى نفس در امان ماندهاند و با پيوستگى به حق از دستيازى هوس در پرده قرار گرفتهاند . بدين جهات چهره پرهيزگاران و نشانههاى نيكوكرداران در آنان پديد آمده است .
آنان مردمى هستند كه دنيا را با روزى حلال سپرى ساخته و با شادمانى آن را براى رسيدن به پايان عمر و قطع شدن خوراك گذراندهاند ، و در همان حال با روش پسنديده و رعايت اخلاق و آداب در جهان نيكو زيستهاند و با وصف نيكوى جهان ديگر پرتو شادى و فروغ زيور آن را براى خود برگزيدهاند . آنان گروهى هستند كه زمين را بستر خود و آب را گواراترين نوشابه و عطر و همه بقاع زمين را مسجد و مسجدها را خانه و خانهها را چون خانه ميهمان گرفتهاند .
( 3 ) آنان مردمى هستند كه خداوند كينهها را از سينههايشان بيرون كشيده و آنان را سخت پاكيزه فرموده است دلهايشان را از شك و ترديد به سلامت و پاك ساخته است ، شكمهاى آنان از اموال مردم تهى است و پالوده دستاند . آرى بار پشت آنان سبك است ، « بر روى زمين با فروتنى و هموارى راه مىروند و هرگاه نادانان با ايشان سخن گويند ، سلام مىگويند ،
المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 80
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٨٠