تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
كوچك فرومايگان كه از پى هر آواز دهنده روندگان‌اند و از پى هر بادى بدين سو و آن سو مىروند ، از پرتو علم روشنايى نجويند و به پناهگاهى استوار پناه نبرند . ( 1 ) اى كميل ! دانش براى تو بهتر از مال است كه دانش حاكم و فرمانده است و مال محكوم است ، آن چنان كه دانش تو را پاسدارى مىكند و تو مال را پاسدارى مىدهى ، دانش با پراكنده ساختن - آموزش دادن - فزون مىشود و حال آنكه انفاق مال را كاستى مىدهد . ( 2 ) اى كميل ! دوست داشتن دانش آيين است كه بايد بر آن گردن نهاد ، با دانش در زندگى فرمانبردارى - از پروردگار - فراهم مىشود و پس از مرگ آدمى مايهء نيكنامى است . ( 3 ) اى كميل ! گنجوران مال گرچه به ظاهر زنده‌اند اما نابود شده‌اند و دانشمندان تا روزگار بر جاى است ، برجاىاند ، گرچه بدنهاى آنان از دست شده باشد ولى نشانه‌هاى آنان ميان مردم استوار و پاىبرجاى است . ( 4 ) كميل گويد : آنگاه على ( ع ) با دست خويش به سينه‌اش اشاره كرد و فرمود : آه آه كه در اينجا دانش انباشته‌اى است ، اى كاش فراگيرندگانى براى آن مىيافتم ! آرى فراگيرندهء تيزفهمى يافتم ولى شايسته و امين نبود . دين را دام تزوير مىساخت و با نعمت دانش مىخواست بر بندگان خدا برترى جويد و با حجتهاى دانش بر كتاب خدا « 1 » فخر بفروشد ، و يا اگر فرمان‌بردار اهل دانش و حق بود در شناختن نكته‌ها داراى بينش نبود و با نخستين شبهه گرفتار ترديد مىشد . آرى كه نه اين شايسته است و نه آن . برخى ديگر چنان در برابر لذت و شهوت رام و اسيرند كه فقط سرگرم مال‌اندوزى مىشوند . هيچ يك از اينان از پاسداران دين و دانش نيستند و بيشتر به چهارپاى چرنده مىمانند . آرى اين چنين دانش با مرگ صاحب آن مىميرد ، و مرگ دانشمند رها كردن به كار بردن دانش است و هر كس پروردگار را سرپيچى كند ، مرده است و زنده نيست و خود نمىداند . ( 5 ) آرى جز اينكه زمين از كسى كه براى تو حجت است تهى نمىماند كه به حق و راستى قيام مىكند ، يا آشكار و شناخته شده است يا ترسان و پنهان تا حجتهاى خدا و نشانه‌هاى او باطل نشود ، ولى اينان چنداند و كجايند ؟ شمارشان از همه كمتر و قدرشان در پيشگاه خدا از همه بزرگتر است . خداوند به آنان حجتها و نشانه‌هاى خود را حفظ مىفرمايد تا آنها را در دلهاى همانندهاى خويش بكارند . دانش با بينش حقيقت آنان را فرا گرفته است و روح يقين را دريافته‌اند . آنچه را نازپروردگان از آن به دشوارى مىافتند به نرمى پذيرفته‌اند و به
هامش
( 1 ) پاره‌اى از كلمات با كلمات نهج البلاغه تفاوتهاى لفظى و معنوى دارد .