آنچه نادانان از آن رميدهاند انس گرفتهاند ، گرچه در روزگار زندگى با تنهاى خويش در اين جهان هستند ، ولى دلهاى آنان آويخته به جايگاه برين است . « 1 »
( 1 ) سپس فرمود : اى كميل ! در جستجوى آنان باش . گفتم : اى امير المؤمنين ! آنان را كجا جستجو كنم ؟ گفت : در اطراف زمين و آنان را چنان خواهى يافت كه زمين را فرش قرار دادهاند و آب را گواراترين نوشابه و عطر ، و يقين را توشه و قرآن را شعار خويش گرفتهاند . چشمهاى ايشان را بدون سرمه و بيمار گونه مىبينى . جامههايشان ژنده است و از دنيا كناره گرفتهاند . اگر در جايى حاضر نباشند ، كسى متوجه غيبت ايشان نيست و اگر حضور يابند ، شناخته شده نيستند . اگر خواستگارى كنند كسى به ايشان زن نمىدهد و اگر سخنى بگويند ، سخن ايشان نشانه قرار مىگيرد . آنان به راستى و حقيقت بندگان خدايند و خلفاى خداوند در زمين خدايند و فراخوانندگان به آيين خدايند . « 2 »
( 2 ) سپس فرمود : همانا در كورى سياه و تاريكى كه گويى از خشم كف بر دهان آورده است قرار گرفتهايد كه شما را از حالتى به حالت ديگر مىبرد . درهاى خود را بر شما بسته است .
خردمندانش از ميان رفتهاند و هيچ راه هدايتى براى شما در آن نيست و هيچ راه رستگارى در آن نمىشناسيد . نشانههاى دين شما از ميان رفته و آثار پيامبرتان فرسوده شده است .
كارهاى ناپسند ميان شما آشكار است و به سبب رها كردن شما فرمانبردارى از خداوند را و گرايش شما به گمراهان و توجه به جهان زودگذر نعمتهاى شما سپرى شده است ، در حالى كه اگر سپاس خداى را به جا آوريد و آنچه را كه دربارهء يارى دادن دين خود و دفاع از كتابش بر عهدهء شما نهاده است انجام دهيد ، بدون ترديد نعمتهاى اين جهانى و پاداش آن جهانى را به شما ارزانى خواهد فرمود .
( 3 ) سپس فرمود : پيش از آن كه مرا از دست دهيد از من بپرسيد . صعصعة بن صوحان برخاست . « 3 » امير المؤمنين به او فرمود : با انگشتهايت بشمار ، هنگامى كه مردم امانت را تباه سازند ، رباخوارى كنند ، ساختمان را برافراشته و استوار سازند ، خونريزى كنند ، نادان سفله
هامش
( 1 ) علاوه بر آنكه برخى از كلمات اختلاف لفظى دارد چنين به نظر مىرسد كه اسكافى اين خطبه را از حافظه خود نوشته است كه تقديم و تأخير و كاستى و فزونى در آن ديده مىشود .
( 2 ) ظاهر اين عبارات چنين نشان مىدهد كه اين گفتار امير المؤمنين پيوسته به يكديگر است و حال آنكه چنين نيست ، اين بخش از سخنان على ( ع ) است با اندك تغيير به روايت نوف بكالى ، به شماره 101 بخش كلمات قصار در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 265 آمده است .
( 3 ) سؤال صعصعه درباره زمان خروج دجال بوده است . براى اطلاع بيشتر به نهج السعادة ، اثر ارزندهء مصحح محترم ، ج 3 ، ص 438 مراجعه فرماييد .