( 1 )
برخى از چشمههاى حكمت كه از امير المؤمنين على عليه السلام نقل شده است
( 2 ) از كميل بن زياد « 1 » كه خدايش رحمت كناد نقل شده كه گفته است امير المؤمنين على بن ابى طالب ، كه خدايش از او خشنود باد ، دست مرا گرفت و مرا با خود به صحرا برد و چون به صحرا رسيدم ، نخست آهى سرد بركشيد و سپس فرمود : « 2 » ( 3 ) اى كميل بن زياد ! همانا نخستين كس كه بنيان كورى را پايهريزى كرد و با تعصب به جهل دست يازيد و گمان برد كه پيروز شده است و از دليل و احكام حق تجاوز كرد و در نتيجه كارها چنان بر او هجوم آورد كه در مهلكه درافتاد و مىپنداشت كه پسنديده رفتار مىكند ، شبههها او را فراگرفت و نادانيها او را دست به دست داد و چنان در تاريكيها قرار گرفت كه اگر دست خويش را بيرون مىآورد آن را نمىديد . آرى آن را كه خدا براى او نورى قرار نداده است ، نورى نخواهد بود . او آهنگ باطل كردن حقى را كرد كه خداوند متعال عهدهدار اثبات آن است و عالمان به خدا با حجتها و برهانهاى الهى ظلم و ستم را از او بازمىدارند و ياوهگوييهاى اهل هوى و سخنان باطل خطاكاران را از او بر كنار مىزنند . او آنچه را كه خداوند مقدم داشته است ، مؤخر مىدارد و آنچه را خداوند مؤخر داشته است ، مقدم مىدارد . پيمان خدايى را مىشكند و جماعات را پراكنده مىسازد . لحظهاى چون صاعقه مىدرخشد و آواى تندر سر مىدهد . « 3 » سپس آن حضرت به من چنين فرمود :
( 4 ) اى كميل ! اين دلها باردانهاست و بهترين آنها فراگيرندهترين آنهاست ، پس آنچه را به تو سفارش مىكنم از من به خاطر خويش سپار و در جستجوى عوض و بدلى از سفارش من مباش . مردم سه دستهاند : دانايى خداشناس ، آموزندهاى در راه رستگارى ، و پشههاى
هامش
( 1 ) از افراد شريف و محترم قبيله نخع و از پيوستگان به امير المؤمنين على عليه السلام كه در جنگ صفين همراه آن حضرت بوده است . او متولد به سال 12 و كشته شده به دست حجاج در سال 82 قمرى است . به زركلى ، الاعلام ، ج 6 ، ص 93 مراجعه فرماييد .
( 2 ) ضمن كلمات قصار به شماره 147 در مصادر نهج البلاغه و به شماره 143 در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 346 بخشى از آن آمده است .
( 3 ) تا اين جاى اين پندها در نسخههاى معمول و متداول نهج البلاغه نيامده است و بايد توجه داشت كه نقل اسكافى در خور كمال دقت است .