اجتناب ورزيدهام و اين كار را به چند سبب انجام دادهام .
( 1 ) نخست آن كه ، آنچه را خداوند در طلب حقيقت و اجتهاد در انديشه و نظر بر من واجب فرموده است ، انجام دهم .
( 2 ) دو ديگر آنكه بهانهها و بگومگوهاى مدعيان كه خود را اهل نظر مىدانند تمام شود و كسى نگويد فلانى از فلان اشكال غافل مانده و كوتاهى كرده است .
( 3 ) سديگر ، آنكه خواستم با شما با اين روش پسنديده و معتدل برخورد كنم تا ما و شما در امورى كه با يكديگر اختلاف داريم ، بدين گونه رفتار كنيم و در گفتار بر يكديگر ستم روا نداريم و بدون حجت و برهان و با بىانصافى ستيز نكنيم ، و به خدا سوگند كه با كمال راستى و خيرخواهى با شما گفتگو مىكنم و هر دليل و انگيزهاى را كه در حد فهم و اجتهاد خود فهميدهام رها نكردم و از خداى توفيق و عصمت مىطلبم . و اگر شما فقط ادعاى خودتان را حجت قرار دهيد و با تعصب و ستيز مسلح شويد در آن صورت شما را با رافضيان رها مىكنيم كه ادعاى شما در قبال ادعاى ايشان فرو مىماند و از جدل و مناظره با آنان بازمىمانيد و شما را ناچار از مراجعه به ما مىسازد . بنابراين خودتان با انصاف و خيرانديشى و درست فهميدن ما را يارى دهيد .
( 4 ) اينكه دربارهء فضيلت پيشى گرفتن بر اسلام شرحى ديگر براى شما مىافزايم كه موجب روشن شدن بيشتر حق خواهد شد . لطفا انديشه خود را براى فهم آن در اختيار ما بگذاريد .
شما به خوبى مىدانيد كه خداوند بندگان خود را با سختى و راحتى و نعمت و گرفتارى مىآزمايد تا روشن فرمايد كه كداميك از ايشان پسنديدهكردارتر است ، و از جمله چيزهايى كه خداوند بندگان خويش را به آن آزموده است ، منزلت فقر و توانگرى است .
منزلت على به هنگام مسلمان شدن منزلت فقر و بينوايى بوده است و منزلت ابو بكر همراه با توانگرى ، و توانگرى نعمتى است كه خداوند شكر و سپاسگزارى بر آن نعمت را واجب فرموده است و سپاسگزارى بر آن نعمت داراى مراحل مختلف است كه از جملهء آن پرداخت زكات واجب است . پارهاى از امور مربوط به توانگرى در زمرهء كارهاى مستحب است از قبيل انفاق در راههاى خير و برآوردن نياز و مواسات با نيازمندان و بينوايان .
( 5 ) اما تنگدستى و بينوايى آزمون دشوارى است كه خداوند شخص بينوا را با آن مىآزمايد و خداوند در قبال اين آزمون شكيبايى بر آن واجب فرموده است و اين شكيبايى هم داراى مراحلى است كه برخى از آن واجب و برخى مستحب است .
( 6 ) اينكه مىگوييم درست است كه ابو بكر در انجام سپاسگزارى از حد ميزان واجب فراتر
المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 73
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٧٣