تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
شهر ايشان آمدند ، سينه‌ها را از كينه انباشته كردند و موجب پراكندگى گفتار شدند و قبايل را به تعصب برانگيختند و مردم را به مخالفت با پسر ابو طالب فراخواندند و گروهى از اهل فضل و سابقه و سبابجه « 1 » را كشتند . اگر در كارهاى ايشان بنگريد آن را نقيض گفتارشان مىبينيد كه نشان دهندهء هدف اصلى ايشان و سركشى آن گروه است . ( 1 ) اين احوال آنان بر اهل معرفت و زيركان آشكار است و آشكار بوده است و سپس براى سرگردانان و اهل تقليد هم كه شناختى نسبت به حق ندارند روشن شده است و چون جنگ سپرى شد و سختيهاى خود را يك سو نهاد بر اهل ايمان و كسانى كه از امام پيروى مىكردند بصيرت و يقين فزون شد و آنان كه تفريط كرده بودند به اندوه و حسرت و پشيمانى برگشتند و درگذشتگان از ايشان هم گرفتار كردار خود شدند . « آنان كه پيروى كرده بودند از كسانى كه پيروى شده بودند بيزارى جستند و عذاب را ديدند و گسيخته شد از ايشان رشته‌ها ، و به زودى آنان كه ستم كردند خواهند دانست كه به چه بازگشتگاهى بازمىگردند . » « 2 » اينك خدايتان رحمت كناد بازگرديد به آنچه شناختيد و فضيلت را براى فاضل و حق را براى حق‌دار بازشناسيد تا در گروه او قرار گيريد « و از خداى بترسيد و همراه راستگويان باشيد » . « 3 » و اگر ما بخواهيم همهء چيزهايى را كه در اين ابواب آمده است به تمامى نقل كنيم سخن به درازا مىكشد ، ولى ما در هر مورد به ذكر آنچه كافى و بسنده باشد ، قناعت مىكنيم . ( 2 ) آنگاه در روشهاى امير المؤمنين على و جنگهاى او بنگريد و از گفتار و كردارش پند گيريد . او را وفادارترين مردم به عهد و پيمان و دادگرترين مردم از لحاظ راه و روش و بخشنده‌ترين ايشان به هنگام قدرت و فراخواننده‌ترين آنان به انصاف و شكيباترين ايشان در سختى و اجراكننده‌ترين مردم به فرمان خدا خواهيد يافت . « 4 »
هامش
( 1 ) قومى چابك از مردم سند و هند كه پاسداران بيت المال بوده‌اند و به لسان العرب ، ج 2 ، ص 294 و ج 7 ، ص 308 مراجعه فرماييد . ( 2 ) آيات 167 سوره دوم - بقره - و آخرين آيه سوره بيست و ششم - الشعراء . ( 3 ) آيه 119 سوره نهم - التوبة . ( 4 ) براى اطلاع بيشتر در مورد گفتگوى عمران و ابو الاسود با عايشه و طلحه و ترجمه نبرد جمل ، ص 166 ، مراجعه فرماييد كه به نقل از ابو مخنف و مداينى و ابن دأب درگذشته 171 هجرى قمرى به تفصيل آن را آورده است . و هم به جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 350 مراجعه فرماييد .