مىفرمود : « بهشت شيفتهء چهار تن است كه يكى از ايشان عمار بن ياسر است . » « 1 » در اين هنگام مردى از قبيلهء ثقيف به عايشه گفت : اى مادر مؤمنان ! اگر عمار كنار شتر تو كشته مىشد چه مىكردى ؟ از سوى ديگر چند روايت از طلحه دربارهء اقرار او به خطاى خويش رسيده است و هموست كه به هنگام مرگ خويش مىگفت : هيچ پير مردى خطاكارتر از خود نديدهام و گويى خداوند در اين آيه كه فرموده است :
وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً
- بترسيد از آزمونى كه تنها به ستمگران شما نمىرسد - « 2 » ما را در نظر داشته است . « 3 »
و حال آنكه على از كردار خود خشنود و در آن كوشا و شاد بوده است كه خداوند متعال شكيبايى در جهاد با كسانى را كه به او ستم كردهاند به او ارزانى فرموده است و ياران خود را مژده مىداده و بر آن ترغيب مىفرموده است .
( 1 ) آرى اين حال على در سختى و آسايش است كه در همه حال سپاسگزار و شكيبا و به ياد خداوند است و تا هنگامى كه به ديدار خداى شتافت و شهيد شد و از دست برفت فقط به مزد و پاداش خداوند چشم داشت . درودهاى پاك و پسنديده و كامل خداى بر او باد و پروردگار او را به پيامبر خويش محمد كه سلام و درود بىشمار بر او باد ملحق فرمايد .
دربارهء امامت آنچه را كه در آن شرح و كفايت بود گفتيم و سپاس خداى را بر اين منت و احسان او سپاسى فراوان و ستايشى جاودانه و بيرون از مرز زمان .
( 2 )
شرح و بيان برترى امام على بن ابى طالب عليه السلام بر همهء افراد بشر پس از انبياء و پيامبران ، به سبب جمع شدن ريشهء همه خويهاى پسنديده و همهء نكوييها در او كه در ديگران پراكنده است و بىنيازى او از ديگران و نياز ديگران به او
( 3 ) اگر كسى از اهل نظر در مورد اين ادعاى ما كه على بن ابى طالب را پس از پيامبران و انبياء بر همه افراد بشر از لحاظ فضيلت مقدم مىداريم ، بپرسد و بگويد اينك كه شما بر آنچه ما
هامش
( 1 ) اين حديث را ابن عبد البر در الاستيعاب در حاشيه الاصابة ، ج 2 ، ص 479 آورده است .
( 2 ) بخشى از آيه 25 سوره هشتم - انفال .
( 3 ) براى اطلاع بيشتر در مورد پشيمانى طلحه و همين سخن او به شرح خطبه 149 در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 292 مراجعه فرماييد .