تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
حال آنكه از اعراب صحرانشين و سفلگانى كه سپاه آن بانو بوده‌اند چيز بعيدى نيست . ( 1 ) وانگهى ، ملاحظه فرموديد همانطور كه در چند سطر پيش از اين نوشتيم ، على كه خدايش از او خشنود باد در مدينه مىگويد : « به زودى سگهاى منطقه حوأب بر او پارس خواهند كرد » ، خود عايشه هم همين‌كه آب حوأب را مىبيند و پارس سگهاى آن را مىشنود ، مىگويد از پيامبر ( ص ) چنان شنيدم و مىافزايد كه پيامبر ( ص ) على را خواست و با او به رازگويى پرداخت . ( 2 ) آيا سخنى از اين روشن‌تر هست كه على در هيچ كارى اقدام و خوددارى و خاموشى و سخن گفتن نكرده است مگر به فرمان رسول خدا كه سلام و درود پروردگار بر او باد . از اين گذشته اين سخن على كه مىگويد : « اگر طلحه و زبير بر كار پيروز شوند هر يك ديگرى را فرو مىكوبد » ، از ستيز زشت آن دو در مورد نمازگزاردن با مردم و درگيرى آنان بر سر پيشنمازى روشن مىشود . « 1 » ( 3 )

استقبال صحابى بزرگ عمران بن حصين خزاعى « 2 »

و ابو الاسود دئلى « 3 » از عايشه در نزديكى بصره و نصيحت و اندرزگويى آن دو او را نوشته‌اند كه چون عايشه نزديك بصره رسيد ، عمران بن حصين خزاعى كه از اصحاب رسول خدا ( ص ) است و ابو الاسود دئلى به استقبال او رفتند و چون پيش او رسيدند گفتند : اى ام المؤمنين ! آيا به رغم عهد و پيمانى كه رسول خدا با تو فرموده است از خانه‌ات بيرون آمده‌اى ؟ مگر مردم با پسر عموى پيامبر خود كه وصى او هم هست و بهترين كسى است كه شما مىدانيد بيعت نكرده‌اند ؟ چگونه شهر پيامبر ( ص ) و حرم آن حضرت را رها كرده و به بصره آمده‌اى ؟ ! !
هامش
( 1 ) براى اطلاع بيشتر درباره ستيز طلحه و زبير در مورد پيشنمازى براى نماز صبح در متون كهن به تاريخ يعقوبى ، چاپ بيروت ، 1379 ق ، ص 181 و ابن اثير ، كامل التواريخ ، ج 3 ، ص 81 و نبرد جمل ، نشر نى ، تهران ، 1367 ، ص 171 مراجعه فرماييد . ( 2 ) عمران از اصحاب محترم پيامبر است ، در سال فتح خيبر مسلمان شده است و در جنگهاى پس از آن شركت كرده است . و به سال 52 ه . ق در بصره درگذشته است . به اين اثير ، اسد الغابه ، ج 4 ، ص 137 مراجعه فرماييد . ( 3 ) ظالم بن عمرو كه بيشتر به همين كنيه خود « ابو الاسود » معروف است از بزرگان تابعان و از دانشمندان و ادباى بصره است به شماره 4329 الاصابة ابن حجر مراجعه فرماييد .