تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
سختيها سستى نمىورزد و در گرفتاريها ناتوان نمىشود . كار او در بينش درست و تقدم يكسان است . او دو پهلو سخن نمىگويد و به هنگام اقدام سستى نمىكند . در كوشش و نيرو و عزم و بينش درست فرقى ميان احوال او به روزگار پيامبر ( ص ) و اين حال نيست . در همهء كارهاى او بنگريد تا بدانيد كه كردار او بر مبناى يقين است و آنها را با بصيرت در دين انجام مىدهد . كردارهاى او را علم روشن و ژرف آشكار مىسازد و چنين فهميده مىشود كه كارهاى او بدين صورت جز از كسى كه اعتماد كامل بر شناخت و توكل نداشته باشد و مؤيد به يارى دادن از خدا و فرشتگان نباشد اتفاق نمىافتد . ( 1 ) بر اين گفتار على عليه السلام هم بنگريد كه بر منبر فرمود : « عقيدهء او اين است كه يا بايد با ايشان - يعنى طلحه و زبير و يارانشان - جنگ كند يا آنكه به آنچه خداوند نازل فرموده است كافر شود . » « 1 » كسى كه با على مخالفت ورزد هرگز گستاخى چنين ادعايى ندارد و هيچ كس هم على را در اين گفتار خود تكذيب نكرده است و چنين ادعايى جز براى او ممكن نيست . ( 2 ) در پى اين گفتار او به اين سخن ديگرش هم توجه مىكنيم كه همواره مىفرموده است : پيامبر ( ص ) با من عهد كرده است كه بايد با ناكثان و قاسطان و مارقان جنگ كنم . « 2 » پيش از آنكه به دليل و حجت ديگرى بنگريم ، آيا براى كسى كه با على مخالفت مىكند مىتوان چنين ادعايى يافت ؟ آنان را در مخالفت خود با بهانه‌هاى ساخته و پرداخته‌اى مىبينى كه هر كس آن را مىشنود انكار مىكند و با آن بهانه‌ها بر شك و ترديد و ضعف ايمان آن قوم دلالت مىشود . مخالفان على يك بار مىگويند به خونخواهى عثمان قيام كرده‌اند ، بار ديگر مىگويند ما با زور بيعت كرده‌ايم و بارى مىگويند براى اصلاح ميان مردم آمده‌ايم . علاوه بر اين افرادى كه اين سخنان متفاوت و گفتارهاى ضد و نقيض را مىشنوند ، دلايلى در نادرستى ادعاهاى ايشان دارند . ( 3 ) شما خودتان دربارهء متلوّن بودن عايشه روايت مىكنيد كه گاه مىگفته است براى اصلاح ميان مردم مىروم و گاه كه خطاى كار را متذكر و دربارهء آن متوقف مىشده است ، تصميم
هامش
( 1 ) اين سخن را بلاذرى با دو سند در انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 236 و حاكم نيشابورى در المستدرك ، ج 3 ، ص 115 و ابن عساكر ضمن دو حديث در شرح حال امير المؤمنين در تاريخ دمشق ، ج 3 ، ص 174 نقل كرده‌اند . ( 2 ) پيش از اين گفته شد كه اين حديث از احاديث متواتر است و گروهى از دانشمندان اهل سنت آن را از نشانه‌هاى پيامبرى رسول خدا دانسته‌اند ، از جمله ابو حاتم رازى ، اعلام النبوة ، ص 210 آن را آورده است .